X
تبلیغات
سرخ- آبی
سیارات
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجوسامانهٔ خورشیدیسن۴٫۶ میلیارد سال[۱]موقعیت در فضاابر میان‌ستاره‌ای محلی، حباب محلی، بازوی شکارچی، کهکشان راه شیری[۲]جرم۱٫۰۰۱۴ جرم خورشیدینزدیک‌ترین ستارهپروکسیما قنطورس[۳]نزدیک‌ترین سیارهآلفا قنطورس بی‌بی[۴]ویژگی‌های اجرامفاصله از کمربند کویپر۳۰ تا ۵۰ واحد نجومی[۵]شمار ستارگان۱ (خورشید)[۶]شمار سیارات۸ (تیر، ناهید، زمین، بهرام، هرمز، کیوان، اورانوس، نپتون)[۷]شمار سیارات کوتوله۵ (سرس، پلوتو، هائومیا، ماکی‌ماکی، اریس)[۷]شمار ماه‌ها۱۷۳[۷]شمار سیارک‌ها۶۲۲٬۵۴۵[۷]شمار دنباله‌دارها۳٬۲۲۷[۷]شمار ریزسیارات۳۶۹٬۹۵۶[۸]مرکز کهکشانیتمایل به کهکشان°۶۰٫۱۹ (دائرةالبروج)فاصله تا مرکز کهکشان۲۵٬۰۰۰ سال نوری[۹]فاصله تا کنارهٔ کهکشان۲۵٬۰۰۰ سال نوری[۹]سرعت مداری۲۲۰ کیلومتر بر ثانیه[۱۰]چرخش پیرامون کهکشان۲۲۵ میلیون سال[۱۰]فهرست اجرام
سامانه خورشیدیبر پایه اندازهماه‌هاسیارک‌هادنباله‌دارهان • ب • و


منظومهٔ شمسی، منظومهٔ خورشیدی یا سامانهٔ خورشیدی (به انگلیسی: Solar System) سامانه‌ای متشکل از یک ستاره به نام خورشید و اجرام آسمانی است که در مدارهایی پیرامون آن می‌گردند.
سامانهٔ خورشیدی از انفجار یک ابرنواختر و فروریزش یک ابر چرخان پدید آمد و در دوران رنسانس و با مشاهدات افرادی از جمله گالیلئو گالیله کشف‌شد. این منظومه در بازوی شکارچی، کهکشان راه شیری واقع‌شده و ۲۵٬۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشانی و کنارهٔ کهکشان فاصله دارد. خورشید بیش از ۹۹٫۸ درصد جرم سامانهٔ خورشیدی را شامل می‌شود و منبع انرژی بسیار از جمله انرژی گرما و نور است. این ستاره یک ستارهٔ نوع جی رشته اصلی و عضوی از جمعیت ستارگان نخستین است. بقای سامانهٔ خورشیدی به بقای خورشید وابسته است و اگر خورشید نابود شود، منظومهٔ شمسی نیز نابود می‌شود.
سامانهٔ خورشیدی (منظومهٔ شمسی) دارای هشت سیاره (تیر، ناهید، زمین، بهرام، هرمز، کیوان، اورانوس و نپتون) و پنج سیارهٔ کوتوله (سرس، پلوتو، هائومیا، ماکی‌ماکی و اریس) است. چهار سیارهٔ نخست، سیارات درونی یا زمین‌سان هستند و بیشتر از سنگ ساخته شده‌اند و چهار سیارهٔ دیگر سیارات بیرونی یا غول‌های گازی هستند و از گازهای مختلف ساخته شده‌اند. علاوه بر این اجرام، سامانهٔ خورشیدی دارای اجرام دیگری از جمله ماه‌ها، سیارک‌ها، شهاب‌وارها، شهاب‌ها، شهاب‌سنگ‌ها و دنباله‌دارهاست. سامانهٔ خورشیدی هم‌چنین دارای مناطق خاصی از جمله کمربند سیارک‌ها، کمربند کویپر و دیسک پراکنده است.
ماده‌ای نازک و فشرده به نام محیط میان‌سیاره‌ای میان سیارات و اجسام دیگر وجود دارد. اجزای سازندهٔ محیط میان‌سیاره‌ای از هیدروژن خنثی و غیر یونیزه‌شده، گاز پلاسما، پرتوهای کیهانی و ذرات گرد و غبار تشکیل شده‌اند. در واقع این تصور که فضا یک خلأ کامل است، نادرست است و مواد محیط میان‌سیاره‌ای در فضا وجود دارد. سدنا ۹۰۳۷۷ دورترین جسم کشف‌شده در سامانهٔ خورشیدی است که اوج آن ۱۰۰۰ واحد نجومی است و تناوب مداری آن ۱۰٬۵۰۰ سال به طول می‌انجامد. ابری کروی‌شکل و بزرگ به نام ابر اورت سامانهٔ خورشیدی را احاطه کرده‌است و از ۲٬۰۰۰ تا ۵٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید آغاز می‌شود و تا ۱۰۰٬۰۰۰–۵۰٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید ادامه می‌یابد. منظومهٔ شمسی تا جایی گسترش می‌یابد که دیگر تحت تأثیر خورشید (نفوذ نور خورشید، گرانش خورشیدی، میدان مغناطیسی خورشید و بادهای خورشیدی نباشد. هلیوپاز مرز میان محیط میان‌سیاره‌ای و فضای میان‌ستاره‌ای است. هلیوپاز به عنوان مرز بیرونی منظومهٔ شمسی در نظر گرفته می‌شود و برآورد شده‌است که میان ۱۱۰ تا ۱۷۰ واحد نجومی از خورشید فاصله دارد.
محتویات [نهفتن] ۱ پیدایش۲ کشف۳ موقعیت در فضا۳.۱ همسایه‌ها۴ خورشید۵ محیط میان‌سیاره‌ای۶ منظومهٔ شمسی درونی۶.۱ سیارات درونی۶.۱.۱ تیر۶.۱.۲ ناهید۶.۱.۳ زمین۶.۱.۴ مریخ۶.۲ کمربند سیارک‌ها۶.۲.۱ سرس۶.۳ شهاب‌وار، شهاب و شهاب‌سنگ۷ منظومهٔ شمسی بیرونی۷.۱ سیارات بیرونی۷.۱.۱ مشتری۷.۱.۲ زحل۷.۱.۳ اورانوس۷.۱.۴ نپتون۸ منطقهٔ فرانپتونی۸.۱ کمربند کویپر۸.۱.۱ پلوتو۸.۱.۲ هائومیا۸.۱.۳ ماکی‌ماکی۸.۲ دیسک پراکنده۸.۲.۱ اریس۹ دورترین مناطق۹.۱ سدنا۹.۲ ابر اورت۹.۳ دنباله‌دارها۹.۴ مرزها و گذر از منظومهٔ شمسی۱۰ بزرگ‌ترین اجرام۱۱ جستارهای وابسته۱۲ پانویس۱۳ پیوند به بیرون
پیدایش[ویرایش]نوشتار اصلی: تشکیل و تکامل منظومه شمسیطراحی هنری از یک سحابی
سامانه‌های خورشیدی پیرامون ستاره‌ها شکل می‌گیرند و منظومهٔ شمسی ما هم پیرامون خورشید شکل گرفته‌است.[۱۱] تاکنون دانشمندان، ستاره‌شناسان، فلاسفه و تقریباً هر کس دیگری به دنبال پاسخ چگونگی شکل‌گیری جهان گشته‌اند. هیچ الگوی معتبری که بتواند چگونگی شکل‌گیری جهان را توضیح‌دهد، وجود ندارد. اما دانشمندان بر سر محبوب‌ترین الگو به توافق رسیده‌اند. این الگو، نظریهٔ سحابی نام‌دارد.[۱]
حدود ۴٫۶ میلیارد سال پیش، هنگامی که یک ابر گازی و گرد و غباری در فضا آشفته‌بود، سامانهٔ خورشیدی در اثر انفجار یک ابرنواختر شکل‌گرفت. انفجار این ابرنواختر امواجی در فضا ساخت که ابر گازی و گرد و غباری را تحت فشار قرار داد. فشردن ابر موجب فروریزش آن شد، به طوری که گرانش گاز و گرد و غبار را به هم چسباند و یک سحابی خورشیدی شکل‌گرفت. ابر شروع به چرخیدن کرد و سرانجام فرو ریخت. سپس مرکز ابر داغ‌تر و چگال‌تر از بقیهٔ آن شد و دیسک گازی و گرد و غباری شکل‌گرفت که مرکز آن داغ و لبه‌های آن سرد بود. دیسک نازک‌تر و نازک‌تر شد و ذرات به هم توده‌هایی ساختند. با چسبیدن توده‌های کوچک به هم، برخی توده‌های بزرگ ساخته‌شدند و سیارات و ماه‌ها پدید آمدند. مواد یخی مناطق بیرونی دیسک با مواد سنگی سیارات غول‌پیکری مانند مشتری را پدید آوردند. سرانجام مرکز ابر به اندازه‌ای گرم شد که تبدیل به ستاره‌ای به نام خورشید شد.[۱۲]
اگرچه نظریهٔ سحابی به طو گسترده پذیرفته شده‌است، اما هنوز مشکلاتی دارد که دانشمندان نتوانسته‌اند دلیل آن را توضیح‌دهند. یکی از این مشکلات انحراف محوری سیارات است. این مشکل بیان می‌کند که همهٔ سیارات روی دائرةالبروج واقع شده‌اند، با این حال، چرا انحراف محوری سیارات داخلی و خارجی تا این اندازه متفاوت است؟ با پیشرفت فناوری و بررسی و مطالعهٔ سیارات فراخورشیدی، دانشمندان در درستی نظریهٔ سحابی شک کرده‌اند. ستاره‌شناسان برخی از این مشکل‌ها را حل کرده‌اند، اما نتوانسته‌اند به همهٔ پرسش‌ها پاسخ بدهند.[۱]کشف[ویرایش]نوشتار اصلی: کشف منظومه شمسیگالیله با تلسکوپ خود دریافت که ناهید پیرامون خورشید می‌گردد.
منظومهٔ شمسی در دوران رنسانس کشف‌شد، هنگامی که فلاسفه تصمیم گرفتند که چیزی جز مشاهدات و منطق را نپذیرند و سنت را رد کنند. پذیرش عمومی این که خورشید در مرکز جهان واقع شده‌است، طی چند صد سال صورت‌گرفت. این نظریه که خورشید در مرکز جهان واقع شده‌است و سیارات پیرامون آن می‌گردند، توسط نیکلاس کوپرنیک (۱۵۷۳–۱۴۷۳ میلادی) در سال ۱۵۴۳ در کتاب «انقلاب کرات آسمانی» پیشنهاد شد. اما کلیسا که مخالف این نظریه بود، کتاب کوپرنیک را در سال ۱۶۱۶ در فهرست آثار ممنوعه قرار داد. کوپرنیک در واقع ایدهٔ باستانی ستاره‌شناس یونانی آریستارخوس ساموسی (حدود ۲۷۰ پیش از میلاد) که می‌گفت خورشید بزرگ‌تر از زمین است و زمین مرکز جهان نیست را زنده‌کرد. ستاره‌شناس آلمانی یوهانس کپلر (۱۶۳۰–۱۵۷۱ میلادی) از مفهوم کوپرنیک پشتیبانی و حمایت‌کرد، اما برای توصیف حرکات پیچیدهٔ اجرام فضایی، به خورشید و سیارات مداری بیضی‌شکل نسبت‌داد. سرانجام، گالیلئو گالیله (۱۶۴۲–۱۵۶۴) با تلسکوپی که اختراع‌کرد، ثابت‌کرد که ناهید مراحلی مانند ماه دارد و به دور خورشید می‌گردد و خورشید مرکز آن است. اما کلیسا با نظریهٔ گالیله مخالف بود و گالیله برای نجات جان خود وادار شد که گفتهٔ خود را تکذیب‌کند و برای همیشه نیز از آموزش در خانهٔ خود منع‌شد. پس از گالیله، یک ستاره‌شناس ایتالیایی دیگر به نام جووانی دومنیکو کاسینی (۱۷۲۱–۱۶۲۵) اندازهٔ مدار زمین را تعیین‌کرد. پس از او، آیزاک نیوتن (۱۷۲۷–۱۶۴۲) قوانین فیزیک را وارد منظومهٔ شمسی کرد و با استفاده از گرانش توضیح‌داد که سیارات چگونه حرکت می‌کنند. پس از نیوتن نیز افراد دیگری از جمله ادموند هالی و یان اورت به شناخت و کشف منظومهٔ شمسی کمک‌کردند.[۱۳]موقعیت در فضا[ویرایش]مکان منظومهٔ شمسی در بازوی شکارچی، کهکشان راه شیری
منظومهٔ شمسی در ابر میان‌ستاره‌ای محلی، حباب محلی، بازوی شکارچی، کهکشان راه شیری واقع شده‌است.[۲] ستاره‌شناسان تنها دریافته‌اند که کهکشان راه شیری در واقع دیسک کهکشان ماست و یک سحابی گسترده یا مجموعه‌ای از ستارگان نیست. کهکشان راه شیری یک کهکشان مارپیچی میله‌ای است که قطر آن حدود ۱۰۰٬۰۰۰ سال نوری است و پنداشته می‌شود که ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ستاره داشته‌باشد. منظومهٔ شمسی حدود ۲۵٬۰۰۰ سال نوری از مرکز و کنارهٔ کهکشان فاصله دارد. دانشمندان به تازگی به این نتیجه رسیده‌اند که کهکشان راه شیری احتمالاً دارای دو بازوی مارپیچی بزرگ –بازوی برساووش و بازوی سپر-قنطورس– و چندین بازوی کوچک‌تر است. منظومهٔ شمسی میان دو بازوی بزرگ در بازویی به نام بازوی شکارچی قرار دارد.[۹]
سرعت خورشید در منظومهٔ شمسی ۲۲۰ کیلومتر بر ثانیه است و انقلاب خورشید پیرامون مرکز کهکشان راه شیری حدود ۲۲۵ میلیون سال به طول می‌انجامد. این مدتی زمان یک سال کیهانی نامیده می‌شود.[۱۰] بازپسین باری که منظومهٔ شمسی در این موقعیت بود، دایناسورها بر روی زمین زندگی می‌کردند.[۹]همسایه‌ها[ویرایش]نوشتارهای وابسته: فهرست ستارگان نزدیک و سیاره فراخورشیدی
آلفا قنطورس نزدیک‌ترین سامانه به خورشید است که دارای سه ستاره است: آلفا قنطورس اِی، آلفا قنطورس بی و پروکسیما قنطورس. آلفا قنطورس ای و بی ستارگان دوتایی هستند. آلفا قنطورس ای چهارمین ستارهٔ درخشان در آسمان شب است و حدود ۲۵ درصد بزرگ‌تر از خورشید است. اما آلفا قنطورس بی کمی کوچک‌تر از خورشید است. پروکسیما قنطورس نیز یک ستارهٔ کوتولهٔ سرخ[۱۴] و نزدیک‌ترین ستاره به منظومهٔ شمسی است و ۴٫۲ سال نوری با خورشید فاصله دارد. این ستاره کوچک‌تر از خورشید است و جرم آن ۱۲٫۳ درصد جرم خورشید و شعاع آن ۱۴٫۵ درصد شعاع خورشید است.[۳] ستارهٔ بارنارد (در ۶ سال نوری) و ولف ۳۵۹ (در ۷٫۷ سال نوری) نیز چهارمین و پنجمین ستارهٔ نزدیک به منظومهٔ شمسی هستند.[۱۵] ستارهٔ شباهنگ درخشان‌ترین ستاره در آسمان شب است که ۸٫۶ سال نوری از زمین فاصله دارد و جرم آن ۹۸ درصد جرم خورشید است.[۱۶] آلفا قنطورس بی‌بی نزدیک‌ترین سیارهٔ فراخورشیدی به منظومهٔ شمسی است که پیرامون ستارهٔ آلفا قنطورس بی می‌گردد.[۴]یک نمودار از موقعیت زمین و منظومه شمسی در جهان. (این تصویر از چپ به راست است. برای دیدن از چپ به راست شروع کنید.)خورشید[ویرایش]نوشتار اصلی: خورشیدنمایی از خورشید و جو آن
خورشید ستارهای است که زمین و اجرام دیگر منظومهٔ شمسی پیرامون آن می‌گردند. این جسم مسلط بر منظومهٔ شمسی،[۶] بیش از ۹۹٫۸ درصد جرم این منظومه را شامل می‌شود.[۱۷] جرم خورشید ۷۴۳ برابر مجموع جرم همهٔ سیارات منظومهٔ شمسی و ۳۳۰٬۰۰۰ برابر جرم زمین است. این ستاره منبع انرژی بسیار است که بخشی از نور و گرمای آن موجب بقای زندگی بر روی کرهٔ زمین می‌شود.[۶] دمای سطحی خورشید حدود °۵٬۰۰۰ سانتی‌گراد و دمای هستهٔ آن حدود °۱۵٬۵۰۰٬۰۰۰ سانتی‌گراد است.[۱۷]
میانگین فاصلهٔ زمین از خورشید ۱۴۹٬۶۰۰٬۰۰۰ میلیون کیلومتر (۹۲٬۹۶۰٬۰۰۰ میلیون مایل) است. این فاصله به عنوان یک واحد نجومی شناخته می‌شود و مقیاس اندازه‌گیری فاصله در سراسر منظومهٔ شمسی است.[۱۸] خورشید یکی از بیش از ۱۰۰ میلیارد ستارهٔ کهکشان راه شیری است و مدار آن ۲۵٬۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشان فاصله‌دارد. این ستاره نسبتاً جوان است و عضوی از جمعیت ستارگان نخستین (ستارگانی که نسبتاً در داشتن عناصر سنگین‌تر از هلیم غنی هستند) است. علاوه بر جمعیت ستارگان نخستین، دو جمعیت دیگر (جمعیت دومین ستارگان و جمعیت سومین ستارگان) وجود دارد.[۱۹]مقایسهٔ اندازهٔ خورشید و سیارات منظومهٔ شمسی
خورشید یک ستارهٔ نوع جی رشته اصلی است و در طبقهٔ دومین ستارگان داغ زرد رنگ و کوتوله قرار دارد.[۶] خورشید مانند بیشتر ستاره‌های دیگر از هیدروژن (H۲) و هلیم (He) ساخته شده‌است. هیدروژن که سبک‌ترین عنصر شیمیایی شناخته‌شده است، ۷۲ درصد خورشید و هلیم ۲۶ درصد آن را می‌سازد. ۲ درصد دیگر را نیز ۷ عنصر اکسیژن (O۲)، کربن (C)، نئون (Ne)، نیتروژن (N۲)، منیزیم (Mg)، آهن (Fe) و سیلیکون (Si) می‌سازند. در خورشید، به ازای هر ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ اتم هیدروژن، ۹۸٬۰۰۰ اتم هلیم، ۸۵۰ اتم اکسیژن، ۳۶۰ اتم کربن، ۱۲۰ اتم نئون، ۱۱۰ اتم نیتروژن، ۴۰ اتم منیزیم، ۳۵ اتم آهن و ۳۵ اتم سیلیکون وجود دارد.[۱۹]
بقای زمین به بقای خورشید وابسته است. خورشید در آینده‌ای دور و به عنوان یک ستارهٔ رشته اصلی به عمر خود پایان خواهد داد و خواهد مرد. این ستاره هلیم بیشتر در هستهٔ خود می‌سازد و هیدروژن بیشتری می‌سوزاند و میزان هیدروژنی که می‌سوزاند، از هلیمی که می‌سازد، بیشتر است. این فرایند به تدریج موجب کاهش حجم خورشید خواهد شد و این کاهش حجم اکنون قابل‌توجه نیست، اما حدود ۱ میلیارد سال بعد، حجم این ستاره ۱۰ درصد کاهش خواهد یافت. حدود ۱٫۱ میلیارد سال بعد، خورشید ۱۰ درصد درخشان‌تر از امروز خواهد شد و هر چه‌قدر بر درخشش آن افزوده‌شود، برای زمین زیان‌آور خواهد بود. این افزایش درخشندگی باعث می‌شود که بخار آب (H۲O) جو زمین از دست برود و هرگز بازنگردد و جو زمین خشک‌شود. حدود ۳٫۵ میلیارد سال بعد، خورشید ۴۰ درصد درخشان‌تر از امروز خواهد شد. این ستاره در آن زمان به اندازه‌ای گرم خواهد شد که اقیانوس‌های روی زمین سطح زمین به جوش خواهد آمد و بخار آب نیز از دست خواهد رفت؛ یخ‌ها ذوب خواهند شد و زمین به سیاره‌ای گرم خشک مانند ناهید تبدیل خواهد شد و دیگر زندگی بر روی زمین ممکن نخواهد بود. حدود ۶ میلیارد سال بعد، هستهٔ خورشید از هیدروژن تهی خواهد شد و تنها هلیم ناپایدار در هسته باقی خواهد ماند. سرانجام هسته داغ‌تر و چگال‌تر خواهد شد و خورشید تا جایی بزرگ می‌شود که تبدیل به یک غول سرخ شود. این غول سرخ مدارهای تیر و ناهید و احتمالاً زمین را نابود خواهد کرد و حتی اگر زمین را نابود نکند، گرمای آن زمین را به سیاره‌ای غیر قابل سکونت تبدیل خواهد کرد. در این زمان، گرما و فشار خورشید به اندازه‌ای خواهد رسید که مرحلهٔ دوم همجوشی هسته‌ای را امکان‌پذیر خواهد کرد و هلیم برای تشکیل کربن خواهد سوخت. این مرحله حدود ۱۰۰ میلیون سال به طول می‌انجامد و سرانجام پوستهٔ ناپایدار هلیم، خورشید را منفجر خواهد کرد. سپس لایه‌های بیرونی خورشید از میان خواهد رفت و فقط یک هستهٔ کربنی از آن باقی خواهد ماند که یک کوتولهٔ سفید است. نور خورشید در طول هشت دقیقه به زمین می‌رسد و تا وقتی که نور آن به زمین نرسد، زمین متوجه نابودی خورشید نمی‌شود و پس از این هشت دقیقه متوجه مرگ خورشید می‌شود. نابودی خورشید موجب نابودی همه چیز در منظومهٔ شمسی خواهد شد.[۲۰]مراحل زندگی، تشکیل و نابودی خورشیدمحیط میان‌سیاره‌ای[ویرایش]نوشتار اصلی: محیط میان‌سیاره‌ایورقهٔ جاری هلیوسفری حاصل از تأثیر میدان مغناطیسی چرخشی خورشید بر پلاسمای محیط میان‌سیاره‌ای است.
محیط میان‌سیاره‌ای ماده‌ای نازک و فشرده است که میان سیارات و اجسام دیگر منظومهٔ شمسی وجود دارد. اجزای مواد سازندهٔ محیط میان‌سیاره‌ای از هیدروژن خنثی (غیر یونیزه‌شده، گاز پلاسما (شامل ذرات باردار الکتریکی که از خورشید می‌آیند)، پرتوهای کیهانی و ذرات گرد و غبار تشکیل شده‌اند. در فاصلهٔ میان مدار زمین و خورشید، در هر ۱۰۰ سانتی‌متر مکعب، یک اتم هیدروژن خنثی وجود دارد.[۲۱]
در واقع این تصور که فضا یک خلأ کامل است، نادرست است و محیط میان‌سیاره‌ای در فضا وجود دارد. اما چگالی و تراکم این ماده بسیار کم است و در هر سانتی‌متر مکعب پیرامون زمین تنها ۵ ذره وجود دارد و هر چه قدر از خورشید دور می‌شویم، چگالی این ماده کاهش می‌یابد. چگالی این ذرات تخت تأثیر عواملی از جمله میدان‌های مغناطیسی است. دمای محیط میان‌سیاره‌ای حدود °۹۹٬۷۲۷ سانتی‌گراد است. این ماده تا لبهٔ منظومهٔ شمسی گسترش می‌یابد و به فضای میان‌ستاره‌ای برخورد می‌کند و هلیوسفر شکل می‌گیرد که یک نوع حباب مغناطیسی پیرامون منظومهٔ شمسی است. هلیوپاز مرز میان محیط میان‌سیاره‌ای و فضای میان‌ستاره‌ای است و اعتقاد بر این است که حدود ۱۶۰–۱۱۰ واحد نجومی از خورشید فاصله دارد.[۲۲]
ذرات بادهای خورشیدی از راه محیط میان‌ستاره‌ای با سرعت‌های مافوق صوت سفر می‌کنند. بادهای خورشیدی پیرامون موانع محیط میان‌سیاره‌ای مانند دنباله‌دارها و مگنتوسفرهای سیاره‌ای می‌روند.[۲۳]
محیط میان‌سیاره‌ای عامل شماری از پدیده‌ها از جمله نور منطقةالبروجی است که فقط پیش یا پس از غروب آفتاب دیده می‌شود. این درخشان‌ترین نور در نزدیکی افق است و هنگامی که نور با ذرات گرد و غبار محیط میان‌ستاره‌ای در نزدیکی زمین برخورد می‌کند، نور منطقةالبروجی رخ می‌دهد.[۲۲]منظومهٔ شمسی درونی[ویرایش]سیارات درونی[ویرایش]نوشتار اصلی: سیاره زمین‌سانسیارات درونی منظومهٔ شمسی به ترتیب از راست به چپ: مریخ، زمین، ناهید، تیر
سیارات درونی، سیاراتی هستند که در منظومهٔ شمسی درونی و مداری نزدیک به خورشید قرار دارند. منظومهٔ شمسی دارای چهار سیارهٔ درونی به نام‌های تیر، ناهید، زمین و مریخ است. به غیر از محلی که سیارات درونی و بیرونی در آن قرار دارند، تفاوت‌های دیگری میان این سیارات وجود دارد. سیارات درونی بیشتر از سنگ ساخته شده‌اند و نسبت به سیارات بیرونی، کوچک‌تر و چگال‌تر هستند. شمار ماه‌های این سیارات کم یا هیچ است و هیچ حلقهٔ سیاره‌ای پیرامون آن‌ها وجود ندارد.[۲۴] این سیارات را «سیارات زمین‌سان» نیز می‌نامند، زیرا آن‌ها سطوح سنگی و جامد دارند.[۲۵]تیر[ویرایش]نوشتار اصلی: تیر (سیاره)
تیر کوچک‌ترین سیارهٔ منظومهٔ شمسی و نزدیک‌ترین سیاره به خورشید است. این سیاره تنها کمی بزرگ‌تر از ماه است و با خورشید فاصله‌ای در حدود ۵۸ میلیون کیلومتر (۰/۳۸ واحد نجومی) دارد. دورهٔ چرخش این سیاره ۵۹ روز زمینی و تناوب مداری آن تنها ۸۸ روز زمینی است. تیر سیاره‌ای سنگی است و سطح آن جامد و دارای گودال و چاله و بسیار شبیه سطح ماه است و هیچ ماه و حلقه‌ای ندارد. جو نازک این سیاره[۲۶] (تقریباً بدون جو)[۲۷] عمدتاً از اکسیژن (O۲)، سدیم (Na)، هیدروژن (H۲)، هلیم (He) و پتاسیم (K) ساخته شده‌است.[۲۶]
دمای سطحی تیر می‌تواند به °۴۳۰ سانتی‌گراد برسد. از آن‌جا که این سیاره جوی برای حفظ این گرما ندارد، دمای سطحی آن در شب تا °۱۷۰- سانتی‌گراد کاهش می‌یابد.[۲۷] تغییر دمای این سیاره °۶۰۰ سانتی‌گراد و بیش‌ترین نوسان دما در منظومهٔ شمسی است. [۲۸]ناهید[ویرایش]نوشتار اصلی: ناهید (سیاره)هم‌سنجی سیاره‌های منظومهٔ شمسی با شماری از ستاره‌های مشهور:
الف:
زمین (۴) > ناهید (۳) > مریخ (۲) > تیر (۱)
ب:
مشتری (۸) > زحل (۷) > اورانوس(۶) > نپتون (۵) > زمین (بدون شماره)
پ:
شباهنگ (۱۱) > خورشید (۱۰) > ولف ۳۵۹ (۹) > مشتری (بدون شماره)
ت:
دبران (۱۴) > نگهبان شمال (۱۳) > سرپسین (۱۲) > شباهنگ (بدون شماره)
ث:
ابط‌الجوزا (۱۷) >قلب عقرب (۱۶) > پای شکارچی (۱۵) > دبران (بدون شماره)
ج:
وی‌وای سگ بزرگ (۲۰) >وی‌وی قیفاووس (۱۹) > مو قیفاووس (۱۸) > ابط‌الجوزا (بدون شماره)
ناهید دومین سیارهٔ نزدیک به خورشید است و میان تیر و زمین قرار دارد که از زمان‌های قدیم شناخته شده‌بود.[۲۹] پس از خورشید و ماه، ناهید درخشان‌ترین جسم قابل مشاهده از زمین است و گاهی اوقات مانند یک ستارهٔ درخشان در آسمان صبح و شب به نظر می‌رسد.[۳۰] ناهید تنها کمی کوچک‌تر از زمین است و فاصلهٔ آن تا خورشید در حدود ۱۰۸ میلیون کیلومتر (۰/۷۲ واحد نجومی) است. دورهٔ چرخش این سیاره ۲۴۳ روز زمینی و تناوب مداری آن ۲۲۵ روز زمینی است. این سیارهٔ سنگی دارای سطحی جامد و چشم‌انداز گودال و آتشفشان است و هیچ ماه و حلقه‌ای ندارد.[۳۱]
ناهید و زمین اغلب سیاراتی دوقلو خوانده می‌شوند، زیرا در اندازه، جرم، چگالی، ترکیبات و گرانش مشابه یک‌دیگراند. دمای ناهید بسیار زیاد است و جو چگال آن گرما و اثر گلخانه‌ای را به دام می‌اندازد و دمای سطحی آن را به °۴۶۵ سانتی‌گراد می‌رساند که این دما می‌تواند سرب را ذوب‌کند.[۳۲] جو جهنمی ناهید عمدتاً از کربن دی‌اکسید (CO۲)، نیتروژن (N۲) و قطرات ابرهای سولفوریک اسید ساخته‌شده[۳۱] و دانشمندان تنها مقادیر کمی از آب را در جو آن شناسایی کرده‌اند.[۳۲]زمین[ویرایش]نوشتار اصلی: زمین
زمین سومین سیارهٔ دور از خورشید و پنجمین سیارهٔ منظومهٔ شمسی از دیدگاه بزرگی اندازه و جرم است. میانگین فاصلهٔ زمین از خورشید ۱۴۹٬۶۰۰٬۰۰۰ کیلومتر (۱ واحد نجومی) است و دورهٔ چرخش آن ۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه و ۴ ثانیه و تناوب مداری آن ۳۶۵ روز و ۶ ساعت است.[۳۳] زمین سیاره‌ای سنگی است و دارای سطحی جامد و دینامیک و ساخته‌شده از کوه‌ها، دره‌ها، ژرف‌دره‌ها، دشت‌ها و غیره است. چیزی که زمین را از سیارات دیگر جدا و متمایز می‌کند، اقیانوس‌های سطح آن است که ۷۰ درصد از سطح آن را پوشانده‌اند. بسیاری از سیارات جو دارند، اما تنها جو زمین قابل تنفس است. جو زمین برای تنفس و زندگی تعادل کاملی دارد و ۷۸ درصد از نیتروژن، ۲۱ درصد از اکسیژن و ۱ درصد از سایر گازها ساخته شده‌است.[۳۴] جو زمین تا ۱۰٬۰۰۰ کیلومتر گسترش می‌یابد[۳۵] و دارای پنج لایهٔ تروپوسفر، استراتوسفر، مزوسفر، ترموسفر و اگزوسفر است.[۳۶] ساختار درونی زمین نیز دارای سه لایهٔ پوسته، گوشته و هسته است.[۳۷]
زمین تنها سیارهٔ شناخته‌شده است که زندگی بر روی آن وجود دارد و قطری در حدود ۱۳٬۰۰۰ کیلومتر دارد[۳۸] و میانگین دمای سطحی آن °۱۴ سانتی‌گراد است. دمای زمین در همه جای زمین یکسان نیست؛ گرم‌ترین نقاط زمین نزدیک استوا واقع شده‌اند و دمای آن‌جا به °۵۷٫۷ سانتی‌گراد نیز می‌رسد، اما قطب جنوب در جنوبگان سردترین نقطهٔ زمین است و دمای آن‌جا تا °۸۹- سانتی‌گراد می‌رسد.[۳۹] میدان مغناطیسی زمین توسط جریان‌های درون هستهٔ بیرونی آن پدید می‌آید. هنگامی که ذرات باردار الکتریکی خورشید در میدان مغناطیسی زمین به دام می‌افتند، به مولکول‌های هوای بالای قطب مغناطیسی شمال و جنوب تبدیل می‌شوند و باعث ایجاد پدیده‌ای به نام شفق قطبی می‌شوند.[۳۸] زمین حلقه‌ای ندارد[۳۴] و دارای یک ماه است. در حالی که تیر و ناهید سیاره ندارند و سیارات دیگر منظومهٔ شمسی دارای دو یا بیش از دو ماه هستند. قطر ماه زمین حدود یک‌چهارم قطر زمین است[۳۸] و فاصلهٔ آن تا زمین در حدود ۳۸۴ هزار کیلومتر (۰/۰۰۲۷۵ واحد نجومی) است. دورهٔ چرخش ماه به دور زمین ۲۷ روز به طول می‌انجامد و سطحی جامد و دارای گودال و حفره دارد. تاکنون بیش از ۱۰۰ فضاپیما برای اکتشاف ماه به فضا پرتاب شده‌است. ماه تنها جسم آسمانی (پس از زمین) است که انسان‌ها (طی مأموریت‌های برنامهٔ فضایی آپولو) آن را دیده‌اند و بر آن گام نهاده‌اند.[۴۰]مریخ[ویرایش]نوشتار اصلی: مریخنمایی از سطح خشک و بیابانی بهرام
مریخ چهارمین سیارهٔ نزدیک به خورشید و هفتمین سیارهٔ منظومهٔ شمسی از دیدگاه اندازه و جرم است و در آسمان شب، قرمز رنگ است و گاهی اوقات آن را «سیارهٔ سرخ» می‌نامند.[۴۱] مریخ یک بیابان خشک است و قطر آن نصف قطر زمین است. مریخ نیز مانند زمین دارای فصل‌ها، یخ‌های قطبی، آتشفشان‌ها، ژرف‌دره‌ها و آب‌وهوا است.[۴۲] کوه المپوس بزرگ‌ترین کوه آتشفشانی منظومهٔ شمسی است و در مریخ واقع است.[۴۳] دورهٔ چرخش این سیاره ۲۴/۶۲۳ ساعت[۴۴] و تناوب مداری آن ۱ سال و ۳۲۱٫۷۳ روز به طول می‌انجامد.[۴۵]
بیش‌ترین دمای سطحی بهرام (مریخ) °۵- سانتی‌گراد و کم‌ترین دمای سطحی آن °۸۷- سانتی‌گراد است.[۴۴] ۹۵٫۳۲ درصد از جو مریخ از کربن دی‌اکسید (CO۲)، ۲٫۷ درصد آن از نیتروژن (N۲)، ۰٫۱۳ درصد آن از اکسیژن (O۲) و ۰٫۰۸ درصد باقی‌ماندهٔ آن از کربن مونوکسید (CO)، نیتریک اکسید (NO)، مقادیر جزئی آب (H۲O)، نئون (Ne)، کریپتون (Kr) و زنون (Xe) ساخته شده‌است. مریخ دارای دو ماه به نام‌های فوبوس و دیموس است ظاهراً از سنگ‌های سرشار از کربن (C) ساخته شده‌اند. از آن‌جا که این دو ماه فاقد گرانش کافی برای تبدیل به یک جسم دایره‌ای‌شکل هستند، دارای اشکالی نامنظم هستند و فوبوس وسیع‌تر و پهناورتر از دیموس است.[۴۶] دانشمندان بر این باورند که ۳٫۵ میلیارد سال پیش، مریخ بزرگ‌ترین سیل منظومهٔ شمسی را تجربه کرده‌است. اکنون، مریخ بیش از حد سرد است و جو آن بیش از اندازه نازک است و اجازهٔ باقی‌ماندن آب مایع به مدت طولانی در سطح آن را نمی‌دهد. یخ آب در نزدیکی سطح مریخ و آب یخ‌زده در یخ‌های قطبی آن وجود دارد.[۴۳]کمربند سیارک‌ها[ویرایش]نوشتار اصلی: کمربند سیارک‌هاکمربند سیارک‌ها (اجرام سفید رنگ) میان مریخ و مشتری واقع شده‌است.
کمربند سیارک‌ها منطقه‌ای از فضا میان مریخ و مشتری است و اجرام آن از اجرام کمربند کویپر و دیسک پراکنده متمایز و جدا است.[۴۷] این منطقه حاوی میلیون‌ها سیارک است و دانشمندان بر این باورند که این سیارک‌ها تکه‌های خردشدهٔ یک سیارهٔ بزرگ هستند که در مدتی طولانی از هم پاشید و شکسته‌شد. سیارک‌ها در اندازه‌های مختلف وجود دارند؛ بسیاری از آن‌ها حتی از یک مایل نیز کوچک‌ترند، در حالی که برخی دیگر بزرگ هستند. سرس بزرگ‌ترین جسم کمربند سیارک‌ها است که اکنون در طبقهٔ سیارات کوتوله جای‌دارد.[۴۸] بیش از نیمی از جرم این کمربند را سرس، پالاس، وستا و هیجا ساخته‌اند و سرس به تنهایی نزدیک به ۲۵ درصد جرم این کمربند را ساخته‌است.[۴۷]
تاکنون ۱۲ مأموریت فضایی برای بررسی کمربند سیارک‌ها طراحی شده‌است. پایونیر ۱۰ در سال ۱۹۷۲ برای نخستین بار از کمربند سیارک‌ها گذشت. فضاپیمای داون به طور ویژه برای بررسی مدار دو سیارک[۴۷] (سرس و وستا) ساخته شده‌است.[۴۹] پس از این بررسی، اگر این فضاپیما قابل استفاده باشد، ممکن‌است که به مقصدهای دیگر نیز فرستاده‌شود.[۴۷]سرس[ویرایش]نوشتار اصلی: سرس
سرس یک سیارهٔ کوتوله و نخستین و بزرگ‌ترین سیارک شناخته‌شده در کمربند سیارک‌هاست. میانگین فاصلهٔ این سیارک کوتوله از خورشید در حدود ۴۱۴ میلیون کیلومتر (۲٫۷۷ واحد نجومی) است. قطر این سرس ۹۴۰ کیلومتر است و قطر آن در حدود ۲۷ درصد قطر ماه است. اگرچه سرس بزرگ‌ترین سیارک است، اما درخشان‌ترین سیارک نیست و این ویژگی متعلق به وستا (دومین سیارک بزرگ) است و سپیدایی آن بیش از سه برابر سپیدایی سرس است.[۵۰] دورهٔ چرخش این سرس ۹٫۰۷۴۱۷ ساعت[۵۱] و تناوب مداری آن ۴٫۶۱ سال است.[۵۰]
نظریه‌پردازی شده‌است که مقادیر زیادی از آب در سرس وجود دارد و اگر آب در جایی وجود داشته‌باشد، احتمال دارد که در آن‌جا زندگی وجود داشته‌باشد. تاکنون تنها نگاره‌های تیره و فازی توسط تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده‌است. اما در سال ۲۰۱۵، فضاپیمای داون به سرس خواهد رسید.[۵۲]شهاب‌وار، شهاب و شهاب‌سنگ[ویرایش]نوشتارهای اصلی: شهاب‌وار، شهاب، و شهاب‌سنگشهاب‌سنگ ۵۴ تنی هوبا
شهاب‌وارها بقایای کوچک‌تر از یک سیارک هستند. بیشتر شهاب‌وارهایی که وارد جو زمین می‌شوند، به اندازه‌ای کوچک هستند که نمی‌توانند وارد سطح زمین شوند و تبخیر می‌شوند و در این حالت عناوین مختلفی (شهاب یا شهاب‌سنگ) می‌گیرند.[۵۳]
وقتی که شهاب‌وار وارد جو زمین می‌شود، گرم می‌شود و نور رشته‌ای مانندی از آن دیده می‌شود که شهاب نام‌دارد.[۵۴] اما گاهی اوقات شهاب‌وارها از جو زمین می‌گذرند و بر روی زمین می‌افتند که این جسمی که بر روی زمین افتاده‌است را شهاب‌سنگ می‌نامند.[۵۵] بیشتر شهاب‌سنگ‌ها، آهنی، سنگی یا آهنی–سنگی هستند و در اندازه‌های کوچک و بزرگ وجود دارند. شهاب‌سنگ هوبا یکی از بزرگ‌ترین شهاب‌سنگ‌هایی بود که در جنوب غربی آفریقا افتاد و وزن آن در حدود ۵۴٬۰۰۰ کیلوگرم (۵۴ تن) بود.[۵۶]منظومهٔ شمسی بیرونی[ویرایش]سیارات بیرونی[ویرایش]نوشتار اصلی: غول گازیمقایسهٔ سیارات بیرونی و درونی منظومهٔ شمسی به ترتیب از بالا به پایین و از راست به چپ:
زحل، مشتری
نپتون، اورانوس
ناهید، زمین
تیر، مریخ
غول گازی (سیارهٔ بیرونی یا سیارهٔ مشتری‌سان) سیاره‌ای است که عمدتاً از سنگ و مواد جامد ساخته نشده، بلکه از گازهای مختلف ساخته شده‌است. این سیارات به طور کامل از گاز ساخته نشده‌اند و ستاره‌شناسان یک مرکز سنگی برای این سیارات در نظر می‌گیرند. منظومهٔ شمسی دارای چهار غول گازی به نام‌های مشتری، زحل، اورانوس و نپتون است. به دلیل این که این سیارات دورترین سیارات منظومهٔ شمسی نسبت به خورشید هستند، آن‌ها را سیارات بیرونی می‌نامند. از آن‌جا که این سیارات از گاز ساخته شده‌اند، دارای چگالی کم هستند. علاوه بر بزرگ‌بودن، غول‌های گازی به سرعت می‌چرخند و پیرامون خود دارای حلقه هستند و ماه‌های بسیاری نیز دارند. از آن‌جا که این سیارات دورتر از سیارات درونی هستند، دانشمندان نتوانسته‌اند از نزدیک مطالعات گسترده‌ای بر روی آن‌ها انجام‌دهند. علاوه بر منظومهٔ شمسی، دانشمندان غول‌های گازی دیگری را در سامانه‌های خورشیدی دیگر کشف کرده‌اند که مانند مشتری هستند.[۵۷]مشتری[ویرایش]نوشتار اصلی: مشتری (سیاره)نمایی از لکهٔ سرخ بزرگ (نگارهٔ گرفته‌شده توسط وویجر ۱)
مشتری بزرگ‌ترین سیارهٔ منظومهٔ شمسی و پنجمین سیارهٔ دور از خورشید است. این سیاره یکی از درخشان‌ترین اجرام آسمان شب است، تنها ماه، زهره و گاهی اوقات مریخ درخشان‌تر هستند.[۵۸] میانگین فاصلهٔ مشتری از خورشید برابر با ۷۷۷٬۹۲۰٬۰۰۰ کیلومتر (۵٫۲ واحد نجومی) است. قطر استوایی این سیاره تقریباً ۱۴۳٬۰۰۰ (۸۹٬۰۰۰ مایل) است و به اندازه‌ای بزرگ است که همهٔ سیارات دیگر منظومهٔ می‌توانند در آن جای بگیرند. هم‌چنین می‌توان ۱٬۰۰۰ کرهٔ زمین را درون مشتری جای‌داد. ترکیبات این سیاره مانند ترکیبات یک ستاره است و اگر سنگینی آن ۸۰ برابر شود، تبدیل به یک ستاره می‌شود.[۵۹] دورهٔ چرخش این سیاره ۹/۹۲۵ ساعت و تناوب مداری آن ۱۱ سال و ۳۱۳٫۸۳۹ روز است.[۶۰]
دمای مشتری °۱۴۸- سانتی‌گراد است و جو آن را هیدروژن (H۲) و هلیم (He) می‌سازند.[۶۱] این سیاره دارای سه حلقهٔ بسیار کدرتر از حلقه‌های زحل است که توسط فضاپیمای وویجر ۱ در سال ۱۹۷۹ کشف شده‌است. حلقهٔ اصلی مسطح است و ضخامت آن در حدود ۳۰ کیلومتر (۲۰ مایل) و گستردگی و وسعت آن تا حدود ۶٬۴۰۰ کیلومتر (۴٬۰۰۰ مایل) است. حلقهٔ دوم نیز ابر مانند است و ضخامت آن در حدود ۲۰٬۰۰۰ کیلومتر (۱۲٬۰۰۰ مایل) است. حلقهٔ سوم به دلیل شفافیت خود بسیار نازک است و از ذرات گرد و غباری که قطرشان به ۱۰ میکرون هم نمی‌رسد، ساخته شده‌است و تا حدود ۱۲۹٬۰۰۰ کیلومتر (۸۰٬۰۰۰ مایل) به لبهٔ بیرونی و تا حدود ۳۰٬۰۰۰ کیلومتر (۱۸٬۶۰۰ مایل) از درون گسترش می‌یابد. شمار ماه‌های مشتری ۶۳ است. چهار ماه بزرگ مشتری، گانمید، کالیستو، آیو و اروپا هستند که توسط گالیلئو گالیله کشف شده‌اند و به ماه‌های گالیله‌ای مشهوراند. گانیمد بزرگ‌ترین ماه منظومهٔ شمسی است.[۶۲]زحل[ویرایش]نوشتار اصلی: زحلطراحی هنری از موادی که حلقه‌های خیره‌کنندهٔ زحل را ساخته‌اند.
زحل دومین سیارهٔ منظومهٔ شمسی از دیدگاه جرم و اندازه و ششمین سیارهٔ دور از خورشید است. زحل در آسمان شب به راحتی با چشم غیر مسلح به عنوان یک نقطهٔ نسبتاً غیر درخشان قابل مشاهده است. این سیاره را می‌توان با یک تلسکوپ کوچک از روی حلقه‌های باشکوه آن پیدا کرد.[۶۳] دورهٔ چرخش زحل ۱۰٫۶۵۶ ساعت و تناوب مداری آن ۲۹ سال و ۱۶۶٫۹۷ روز است.[۶۴]
جو زحل از هیدروژن (H۲) و هلیم (He) ساخته شده‌است.[۶۵] گالیله برای نخستین بار در سال ۱۶۱۰ حلقه‌های زحل را مشاهده‌کرد. این سیاره دارای حلقه‌های بسیاری است که از میلیاردها ذرات یخی و سنگی به اندازهٔ یک دانهٔ شکر تا یک خانه ساخته شده‌اند. احتمالاً این حلقه‌ها بقایای خردشدهٔ دنباله‌دارها، سیارک‌ها و ماه‌ها هستند. بزرگ‌ترین حلقهٔ این سیاره ۲۰۰ برابر قطر آن است. اگرچه این حلقه‌ها تا هزاران مایل گسترش می‌یابند، حلقه‌های اصلی معمولاً حدود ۳۰ فوت ضخامت دارند. شمار ماه‌های زحل ۶۲ است. تیتان بزرگ‌ترین ماه زحل و دومین ماه بزرگ منظومهٔ شمسی پس از گانمید (ماه مشتری) است و اندازهٔ آن کمی بزرگ‌تر از تیر است.[۶۶]اورانوس[ویرایش]نوشتار اصلی: اورانوس
اورانوس هفتمین سیارهٔ دور از خورشید و سومین غول گازی بزرگ پس از مشتری، زحل است.[۷] اورانوس در درخشان‌ترین حالت خود، فقط با چشم غیر مسلح به عنوان یک نقطهٔ آبی–سبز قابل مشاهده است.[۶۷] دورهٔ چرخش اورانوس ۱۷/۲۴- ساعت و تناوب مداری آن ۸۴ سال و ۴/۴ روز است.[۶۸]
جو اورانوس از هیدروژن (H۲)، هلیم (He) و متان (CH۴) ساخته شده‌است.[۶۹] حلقه‌های اورانوس پس از حلقه‌های زحل و به کمک ستاره‌شناسان کشف‌شد. اورانوس دارای دو گروه حلقه است: نخست، «حلقه‌های سامانهٔ درونی» عمدتاً حلقه‌های باریک و تیره هستند. دوم، «حلقه‌های سامانهٔ بیرونی» (که توسط تلسکوپ فضایی هابل کشف شده‌اند) روشن‌رنگ و شامل دو حلقهٔ قرمز و آبی هستند. دانشمندان تا به امروز ۱۳ حلقه پیرامون اورانوس شناسایی کرده‌اند. شمار ماه‌های اورانوس ۲۷ است. تیتانیا و ابرون بزرگ‌ترین ماه‌های اورانوس هستند که در سال ۱۷۸۷ توسط ویلیام هرشل کشف‌شدند.[۷۰]نپتون[ویرایش]نوشتار اصلی: نپتونلکهٔ سیاه بزرگ، آشفته‌ترین بخش نپتون است. (نگارهٔ گرفته‌شده توسط وویجر ۲)
نپتون سومین چهارمین بزرگ منظومهٔ شمسی[۷] و هشتمین سیارهٔ دور از خورشید و بازپسین سیارهٔ بیرونی منظومهٔ شمسی است که نمی‌توان آن را از زمین با چشم غیر مسلح مشاهده‌کرد. این سیاره با یک تلسکوپ کوچک به رنگ سبز و آبی به نظر می‌رسد.[۷۱] دورهٔ چرخش نپتون ۱۶٫۱۱ ساعت و تناوب مداری آن ۱۶۴ سال و ۲۸۸ روز است.[۷۲]
جو نپتون از هیدروژن (H۲)، هلیم (He) و متان (CH۴) ساخته شده‌است.[۷۳] حلقه‌های غیر معمولی نپتون یکسان نیستند، اما دارای گرد و غبارهای ضخیم درخشانی هستند که «کمان» نامیده می‌شوند. پنداشته می‌شود که حلقه‌های نپتون نسبتاً جوان هستند و عمر کوتاهی داشته‌اند. داده‌های سال ۲۰۰۵ نشان‌داد که ظاهراً حلقه‌های این سیاره بی‌ثبات‌تر از آن چیزی هستند که پیش از آن پنداشته می‌شد. شمار ماه‌های نپتون ۱۳ است. تریتون منحصر به فرد است و تنها ماه بزرگ منظومهٔ شمسی است که در جهت مخالف چرخش سیارهٔ خود (نپتون)، پیرامون آن می‌چرخد. تریتون تنها ماه کروی‌شکل نپتون است و ۱۲ ماه دیگر آن اشکال نامنظم دارند.[۷۴]منطقهٔ فرانپتونی[ویرایش]کمربند کویپر[ویرایش]نوشتار اصلی: کمربند کویپرپراکندگی اجرام کمربند کویپر (سبز رنگ) و اجرام دیسک پراکنده(نارنجی رنگ) در منظومهٔ شمسی
کمربند کویپر منطقه‌ای از فضا است که پیرامون خورشید و فراتر از نپتون واقع شده‌است و دارای اجسام کوچک یخی است. این منطقه به افتخار جرارد کویپر (ستاره‌شناس هلندی–آمریکایی) نام‌گذاری شده‌است و شامل صدها میلیون جسم فضایی است که پنداشته می‌شود بقایای سیارات بیرونی هنگام تشکیل آن‌ها هستند. برخی از دنباله‌دارها از کمربند کویپر سرچشمه می‌گیرند.[۷۵]
کمربند کویپر کمربندی شبیه به یک بیضی یا دایره است و حدود ۴٫۵ تا ۷٫۵ میلیارد کیلومتر (۳۰ تا ۵۰ واحد نجومی) از خورشید فاصله دارد و شکل‌گیری آن مانند شکل‌گیری کمربند سیارک‌ها بوده‌است. کمربند سیارک‌ها عمدتاً از فلز و سنگ ساخته شده‌است، اما اجسام کمربند کویپر تقریباً یا به طور کامل از تکه‌های یخی مواد مختلف ساخته شده‌اند. علاوه بر آب یخ‌زده، این اجرام از آمونیاک (NH۳) و هیدروکربن‌های مختلف (CnH۲n+۲) از جمله متان ساخته شده‌اند. اگرچه دانشمندان بخش کوچکی از اجسام کمربند کویپر را کشف کرده‌اند، اما بر این باورند که بیش از ۷۰٬۰۰۰ جسم فضایی در این منطقه وجود دارد. برخی از اشیاء این کمربند مانند پلوتو که بزرگ‌ترین جسم این منطقه است، بزرگ هستند. جرم سیارک ۵۰۰۰۰ بیش از نیمی از جرم پلوتو است و اندازهٔ ماکی‌ماکی و هائومیا بسیار نزدیک به اندازهٔ پلوتو است. برخی از اجسام کمربند کویپر از جمله پلوتو و هائومیا دارای ماه هستند.[۵]پلوتو[ویرایش]نوشتار اصلی: پلوتومقایسهٔ بزرگ‌ترین اجسام شناخته‌شدهٔ فرانپتونی در منظومهٔ شمسی
پلوتو سیارهٔ کوتولهٔ بزرگی در کمربند کویپر است که قبلاً به عنوان بیرونی‌ترین و کوچک‌ترین سیارهٔ منظومهٔ شمسی در نظر گرفته می‌شد. در ماه اوت سال ۲۰۰۶، اتحادیهٔ بین‌المللی اخترشناسی با طبقه‌بندی اجرام آسمانی، پلوتو را از فهرست سیارات حذف‌کرد و در طبقهٔ سیارات کوتوله قرار داد. پلوتو از گازهایی مانند نیتروژن و کربن دی‌اکسید به صورت یخ ساخته شده‌است.[۷۶] دورهٔ چرخش این سیارهٔ کوتوله ۱۵۳٫۲۹۲۸- روز و تناوب مداری آن ۲۴۷ سال و ۲۴۸٫۲۵ روز به طول می‌انجامد.[۷۷]
بیش‌ترین دمای سطحی پلوتو °۲۲۳- سانتی‌گراد و کم‌ترین دمای سطحی آن °۲۳۳- سانتی‌گراد است.[۷۸] شمار ماه‌های پلوتو ۵ است. این پنج ماه عبارتند از: شارون، اس/۲۰۱۲ پی ۱، نیکس، اس/۲۰۱۱ پی ۱ و هیدرا است. شارون یک ماه بزرگ است و حجم آن بیش از نصف حجم پلوتو است. فاصلهٔ میان پلوتو و شارون ۱۹٬۶۴۰ کیلومتر (۱۲٬۲۰۰ مایل) و کمتر از فاصلهٔ پرواز میان لندن و سیدنی است. تناوب مداری این ماه به دور پلوتو ۶٫۴ روز به طول می‌انجامد.[۷۹]هائومیا[ویرایش]نوشتار اصلی: هائومیانگارهٔ هنری از مقایسهٔ هائومیا با شماری اجسام دیگر:
ردیف بالا از راست به چپ: تیر، مریخ
ردیف پایین از راست به چپ: هائومیا، پلوتو، ماه
هائومیا یک سیارهٔ کوتولهٔ غیر معمولی با ابعاد ۱٬۰۰۰×۱٬۵۲۰×۱٬۹۶۰ کیلومتر (۶۲۰×۹۴۰×۱٬۲۲۰ مایل) است که از سنگ ساخته‌شده و یک لایهٔ نازک یخی روی آن را پوشش داده‌است. در سپتامبر ۲۰۰۸، اتحادیهٔ بین‌المللی اخترشناسی هائومیا را به عنوان پنجمین سیارهٔ کوتوله و چهارمین پلوتوئید به رسمیت شناخت.[۸۰] دورهٔ چرخش هائومیا ۳٫۹۱۵۴ ساعت[۸۱] و تناوب مداری آن ۲۸۳ سال و ۱۴/۶۱ روز است.[۸۲]
شمار ماه‌های هائومیا ۲ است. این دو ماه عبارتند از: هایاکا و ناماکا است. هایاکا از ناماکا بزرگ‌تر است و قطر آن حدود ۳۱۰ کیلومتر (۱۹۳ مایل) است. این ماه با هر بار گردش کامل پیرامون هائومیا در ۴۹ روز، مسافتی حدود ۴۹٬۵۰۰ کیلومتر (۳۰٬۷۵۸ مایل) را می‌پیماید. این ماه توسط گروه اخترشناسی مایکل براون در ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۰۵ کشف‌شد. قطر ناماکا حدود ۱۷۰ کیلومتر (۱۰۶ مایل) و تناوب مداری آن ۳۴٫۷ روز است و در این مدت مسافتی حدود ۳۹٬۳۰۰ کیلومتر (۲۴٬۴۲۰ مایل) را می‌پیماید. این ماه نیز مانند هایاکا، توسط گروه براون اما در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۵ کشف‌شد.[۸۳]ماکی‌ماکی[ویرایش]نوشتار اصلی: ماکی‌ماکیبرداشتی هنرمندانه از سطح ماکی‌ماکی
ماکی‌ماکی یک سیارهٔ کوتوله است که قطر آن برابر با ۱٬۵۰۰ کیلومتر (۹۰۰ مایل) است و رنگ آن مایل به قرمز است.[۸۴] دورهٔ چرخش ماکی‌ماکی ۷/۷۷۱ ساعت (۰٫۰۰۳ ساعت)[۸۵] و تناوب مداری آن ۳۱۰ سال است.[۸۶]
تلسکوپ فضایی اسپیتزر با قابلیت‌های فروسرخ، ماکی‌ماکی را مورد مطالعه قرار داد و نشان‌داد که احتمالاً متان در جو این سیارهٔ کوتوله وجود دارد.[۸۷] در آوریل ۲۰۱۱، ماکی‌ماکی میان زمین و ستاره‌ای بسیار دوردست قرار گرفت و از آن‌جا گذشت و ستاره‌شناسان با استفاده هفت تلسکوپ به مطالعه و بررسی دربارهٔ چگونگی تغییر نور ستاره پرداختند. خوزه لوئیس اورتیز مورنو در این باره می‌گوید:«ماکی‌ماکی از مقابل ستاره گذشت و به جای این‌که محوشدن و روشن‌شدن ستاره به تدریج صورت گیرد، ستاره ناپدید و دوباره به طور ناگهانی پدیدار شد. معنای این چنین است که ماکی‌ماکی جو قابل توجهی ندارد.»[۸۸] ماکی‌ماکی هیچ ماهی ندارد.[۸۹] این کمبود، اندازه‌گیری جرم ماکی‌ماکی را سخت‌تر می‌کند، هر چند قطر آن مشخص‌شده و دو سوم پلوتو است.[۹۰]دیسک پراکنده[ویرایش]نوشتار اصلی: دیسک فشرده(منظومه شمسی)‎پراکندگی اجسام کمربند کویپر و دیسک پراکنده در فضا (برای وضوح بیشتر روی نگاره کلیک کنید.)
اشیاء دیسک پراکنده در واقع همان اشیاء کمربند کویپر هستند که خروج از مرکز مداری آن‌ها زیاد است. اوج این اجسام بیش از ۶۰ واحد نجومی و حضیض آن‌ها میان ۳۰ تا ۴۸ واحد نجومی است. این اجرام احتمالاً در اثر تعامل‌های گرانشی سیارات غول‌پیکر در اوایل تشکیل منظومهٔ شمسی به منطقهٔ دیسک پراکنده پرتاب‌شدند. پنداشته می‌شود که شمار کنونی اجرام دیسک پراکنده تنها در حدود ۱ درصد از آن چیزی است که در اوایل تشکیل منظومهٔ شمسی بود. تعاملات گرانشی اجرام دیسک پراکنده با نپتون می‌تواند نیم‌قطر بزرگ این اجرام را بسیار افزایش‌دهد. تاکنون بیش از ۱۵۰ جسم دیسک پراکنده و قنطورس شناخته شده‌است.[۹۱]اریس[ویرایش]نوشتار اصلی: اریسطراحی هنرمندانه از اریس (وسط) و ماه آن دیسنومیا (بالای اریس). جسم درخشان بالا سمت چپ خورشید است.
اریس با قطر ۲٬۴۰۰ و ۱۰۰± کیلومتر (طبق برآورد تلسکوپ فضایی هابل)[۹۲] بزرگ‌ترین سیارهٔ کوتولهٔ منظومهٔ شمسی است و اندازهٔ آن ۱۰۵ درصد اندازهٔ پلوتو است (بر سر جنجال و اختلاف).[۹۳] دورهٔ چرخش اریس ۲۵٫۹ ساعت[۹۴] و تناوب مداری آن ۵۶۰ سال و ۸۴٫۰۰۷۵ روز است.[۹۵]
اریس جو قابل توجهی ندارد[۹۶] و دمای سطحی آن حدود °۲۱۷- سانتی‌گراد تا °۲۴۳- سانتی‌گراد است.[۹۷] دیسنومیا تنها ماه اریس است و در سال ۲۰۰۵ توسط مایکل براون و گروهی از دانشمندان، مدتی پس از کشف اریس کشف‌شد. قطر دیسنومیا تنها ۱۰۰ تا ۲۵۰ کیلومتر و کوچکتر از ایالت ماساچوست است. دانشمندان مطمئن نیستند که دیسنومیا از چه چیزی ساخته‌شده، اما بر این باورند که از آب منجمد ساخته شده‌است. ستاره‌شناسان برای شناسایی پلوتو و اریس از دیسنومیا استفاده می‌کنند؛ آن‌ها می‌دانستند که اریس از پلوتو بزرگتر است، اما نمی‌دانستند که جرم اریس از پلوتو بیشتر است. آن‌ها می‌توانند جرم جسم را با استفاده از ماه آن اندازه‌گیری کنند؛ به طوری که فاصلهٔ میان جسم و ماه آن و مدت زمان گردش ماه به دور جسم را اندازه‌گیری می‌کنند. با استفاده از این روش، ستاره‌شناسان دریافتند که جرم اریس ۲۷ درصد بیشتر از پلوتو است.[۹۸]دورترین مناطق[ویرایش]سدنا[ویرایش]نوشتار اصلی: سدنا ۹۰۳۷۷مدار بسیار عجیب سدنا (قرمز رنگ)
سدنا دورترین جسم مشاهده‌شده در منظومهٔ شمسی است که در سال ۲۰۰۳ در رصدخانهٔ پالومار در کالیفرنیا کشف‌شد.[۹۹] فاصلهٔ این جسم از خورشید دو برابر فاصلهٔ هر جسم دیگری در منظومهٔ شمسی از خورشید است و سه برابر دورتر از پلوتو یا نپتون است. تناوب مداری این جسم ۱۰٬۵۰۰ سال به طول می‌انجامد.[۱۰۰] اوج سدنا ۱۵۰ میلیارد کیلومتر (۱۰۰۰ واحد نجومی) و حضیض آن ۱۱٬۴۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ کیلومتر (۷۶ واحد نجومی) است.[۱۰۱]
مدار سدنا به شدت بیضی‌شکل است و به سیارات منظومهٔ شمسی بسیار نزدیک است. این جسم اکنون ۱۳٬۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ کیلومتر (۹۰ واحد نجومی) با خورشید فاصله‌دارد. ابر اورت بسیار دورتر از مدار سدنا است، اما دانشمندان بر این باورند که سدنا مدرکی است که نشان می‌دهد ابر اورت بیش از آن‌چه که می‌پنداشتند، به سوی خورشید گسترش یافته‌است و سدنا را عضوی از ابر اورت می‌دانند. قطر سدنا حدود ۱٬۸۰۰ کیلومتر است.[۱۰۰]ابر اورت[ویرایش]نوشتار اصلی: ابر اورتفاصلهٔ ابر اورت از منظومهٔ شمسی
ابر اورت یک ابر بزرگ کروی‌شکل است و دانشمندان برای تعیین اندازهٔ آن اختلاف نظر دارند. عده‌ای بر این باورند که این ابر از ۲٬۰۰۰ تا ۵٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید آغاز می‌شود و تا ۵۰٬۰۰۰ واحد نجومی ادامه می‌یابد. برخی نیز می‌پندارند که تا ۱۰۰٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید ادامه می‌یابد. فرضیهٔ وجود ابر اورت در سال ۱۹۵۰ توسط یان اورت پیشنهاد شد و نام ابر اورت به افتخار یان اورت نام‌گذاری شده‌است. اگرچه وجود ابر اورت با مشاهدهٔ مستقیم اثبات نشده‌است، اما وجود آن در جوامع علمی پذیرفته شده‌است. این ابر شامل اشیاء یخی ساخته‌شده از آمونیاک، آب و متان است.[۱۰۲]دنباله‌دارها[ویرایش]نوشتار اصلی: دنباله‌داردنباله‌دار هالی استثنایی است و بر خلاف این که دورهٔ مداری کوتاهی دارد، از ابر اورت سرچشمه گرفته‌است.[۱۰۳]
یک گلولهٔ برفی کیهانی است که از گازهای منجمد، سنگ و گرد و غبار ساخته‌شده و تقریباً به اندازهٔ یک شهر کوچک است.[۱۰۴] دنباله‌دارها، غیر دوره‌ای و دوره‌ای هستند. دنباله‌دارهای غیر دوره‌ای که از ابر اورت می‌آیند، گرانش محدود به خورشید ندارند و مدار آن‌ها به شکل سهمی است و تنها یک بار خورشید را می‌بینند و هرگز دوباره باز نمی‌گردند.[۱۰۵] دنباله‌دارهای دوره‌ای نیز شامل دنباله‌دارهای بلند مدت (بسیار بیشتر از ۲۰۰ سال) و کوتاه مدت است که به ترتیب از ابر اورت و کمربند کویپر سرچشمه می‌گیرند.[۱۰۶]
ویژگی‌ها و رفتار دنباله‌دارهایی که از ابر اورت می‌آیند با دنباله‌دارهایی که از کمربند کویپر می‌آیند، متفاوت است. به طور کلی، دو تفاوت میان این دنباله‌دارها وجود دارد: نخست این که ویژگی‌های دینامیکی آن‌ها متفاوت است. دوم این که دنباله‌دارهایی که از ابر اورت سرچشمه می‌گیرند، دارای دوره‌های بلند و دنباله‌دارهایی که از کمربند کویپر سرچشمه می‌گیرند، دارای دوره‌های کوتاه (۲۰ تا ۲۰۰ سال) هستند و ویژگی‌های مداری آن‌ها نیز متفاوت است. دو خانوادهٔ بزرگ از دنباله‌دارهای کوتاه مدت وجود دارد: نخست خانوادهٔ برجیس با دورهٔ کمتر از ۲۰ سال و دوم خانوادهٔ هالی با دورهٔ ۲۰ تا ۲۰۰ سال.[۱۰۶]
تفاوت‌های دینامیکی این دو گروه ناشی از تأثیر اجسام دیگر است. اجسام ابر اورت توسط رویدادهایی که فراتر از منظومهٔ خورشیدی رخ می‌دهد، آشفته می‌شوند. اما دنباله‌دارهای کمربند کویپر به طور مستقیم توسط هیچ ستاره‌ای به جز خورشید نمی‌توانند آشفته‌شوند. اگر خورشید از کنار ستارهٔ دیگری (یا یک ابر بزرگ مولکولی) بگذرد، دنباله‌دارها در مداری بیضی‌شکل و به سمت منظومهٔ خورشیدی به گردش درمی‌آیند. اما سیارهٔ نپتون که بسیار نزدیک به کمربند کویپر است، نقش مهمی در ثبات مدار اجسام کمربند و یا برعکس هل‌دادن اجسام به دورتر از مدار پیشین خود دارند.[۱۰۶]
ترکیبات شیمیایی دنباله‌دارهای بلند مدت و کوتاه مدت مشابه است، اگرچه ترکیبات سازندهٔ دنباله‌دارهای بلند مدت تمایل بیشتری به فرار دارند. دلیل این تفاوت می‌تواند سرچشمه‌گیری از ابر اورت یا کمربند کویپر باشد. در واقع در طول شکل‌گیری منظومهٔ خورشیدی، اجسام کوچک در بخش‌های درونی دیسک و در نزدیکی سیارات غول‌پیکر ساخته‌شدند. سپس این اجسام توسط نیروهای گرانشی از منظومهٔ خورشیدی خارج‌شدند و آن اجسامی که به طور کامل فرار کردند، ابر اورت را تشکیل دادند. آن دسته از اجسامی که نتوانستند فرار کنند و هیچ تعامل گرانشی با سیارات نداشتند، به عنوان اجسام کمربند کویپر باقی‌ماندند.[۱۰۶]مرزها و گذر از منظومهٔ شمسی[ویرایش]نوشتار اصلی: سیاره‌های دورتر از نپتوننقشهٔ اتم‌های خنثی پرانرژی هلیوهیث و هلیوپاز توسط فضاپیمای کاوشگر مرز میان‌ستاره‌ای
منظومهٔ شمسی تا جایی گسترش می‌یابد که دیگر تحت تأثیر خورشید (نفوذ نور خورشید، گرانش خورشیدی، میدان مغناطیسی خورشید و باد خورشیدی) نباشد. هر چه قدر از خورشید دور می‌شویم، نور آن کم‌تر می‌شود؛ اما هیچ مرزی وجود ندارد که در آن نور خورشید در آن نفوذ نداشته‌باشد یا در آن‌جا ضعیف‌تر شود. گرانش خورشیدی هم مانند نور آن حد و مرزی ندارد و هر چه قدر از خورشید دور می‌شویم، گرانش آن ضعیف‌تر می‌شود. دانشمندان بر این باورند که باد خورشیدی نوعی خلأ است، اما اثرات گاز و گرد و غبار در آن وجود دارد.[۱۰۷]
هلیوسفر منطقهٔ‌ای است که میدان مغناطیسی خورشید و پروتون‌ها و الکترون‌های بادهای خورشیدی را در بر می‌گیرد. باد خورشیدی تا بیرون از منظومهٔ شمسی جریان می‌یابد و وارد فضای میان‌ستاره‌ای می‌شود و سرعتش را از دست می‌دهد. منطقه‌ای که سرعت بادهای خورشیدی در آن کاهش می‌یابد، هلیوهیث نام‌دارد. هلیوپاز مرز بیرونی هلیوهیث است و هم‌چنین مرز بیرونی منظومهٔ شمسی در نظر گرفته می‌شود و برآورد شده‌است که میان ۱۱۰ تا ۱۷۰ واحد نجومی از خورشید فاصله دارد.[۱۰۸]
فضاپیماهای کاسینی-هویگنس و اکسپلورر که به ترتیب در مدار زحل و زمین بودند، نشان‌دادند که هلیوسفر در واقع یک کره است. وویجر ۱ و ۲ به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۷ از فاصلهٔ ۹۴–۸۴ واحد نجومی از خورشید گذشتند و اکنون در جهات مختلف در حال سفر به خارج از منظومهٔ شمسی هستند.[۱۰۸]بزرگ‌ترین اجرام[ویرایش]نوشتار اصلی: فهرست اجرام منظومه شمسی بر پایه اندازهبزرگ‌ترین اجرام منظومهٔ شمسیخورشیدمشتریزحلاورانوسنپتونزمینناهیدمریخگانمیدتیتانعطاردکالیستوآیوماهاروپاتریتوناریسپلوتوتیتانیارئااوبرونیاپتوسماکی‌ماکیشارونسدنا ۹۰۳۷۷اومبریلآریلدیونهbgcolor=blackتتیسهائومیاسرسسیارک ۲۲۹۷۶۲سیارک ۲۲۵۰۸۸سیارک ۹۰۴۸۲سیارک ۸۴۵۲۲

[ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 ] [ 23:8 ] [ رضا ]

[ ]

الماس از کربن خالص تشکیل شده و سیستم تبلور آن کوبیک است. وزن مخصوص الماس 3.5 ضریب شکست آن 2.42 و سختی آن در مقیاس موس ، مساوی 10 است. الماس به رنگهای مختلف پیدا می‌شود. الماس با سنگهای کیمبرلیتی که از اعماق زیاد منشا گرفته‌اند، همراه است. در رسوبات رودخانه‌ای به صورت پلاسر یافت می‌شود. بیشترین بخش الماس جهان امروه از معادن الماس واقع در کشورهای آفریقایی استخراج می‌گردد.




مقدمه

شاید به زودى تصور متداول درباره الماسها به کلى دگرگون شود. الماسهایى که بخاطر زیبایى ، کمیاب بودن و زمان طولانى تولیدشان ارزش فوق العاده‌اى داشتند، امروزه در آزمایشگاه و در مدت زمانى حدود یک ساعت بوجود مى‌آیند. اینکه این دگرگونى چه تأثیرى در صنعت جواهرسازى یا قیمت الماسهاى طبیعى در بازار خواهد داشت هنوز در پرده‌اى از ابهام است. اما درباره نقش این الماسهاى آزمایشگاهى در تکنولوژى ، شایعه‌هایى برخاسته از مجامع علمى به گوش مى‌رسد.



تصویر




بیشتر از هشتاد درصد از الماسهاى معدنى طبیعى به مصارف صنعتى از قبیل ابزارهاى برش یا مواد ساینده براى تراشکارى و پرداخت دیگر سنگهاى قیمتى ، فلزات ، گرانیت و شیشه مى‌رسند. استفاده از الماس به عنوان نیم رسانا نیز نیازمند شرایط ویژه‌اى مثل بالاترین درجه خلوص ، بهترین بلورینگى و تعیین اتمها به لحاظ الکتریکى فعال براى ایجاد گذرگاه الکتریکى در وسیله مورد نظر است.

اما تمامى الماسهاى طبیعى بخاطر نقصها ، ناخالصیها و ساختار ضعیفشان براى مصارف الکترونیکى نامناسبند. حتى با اینکه الماسهاى مصنوعى و طبیعى داراى کیفیت جواهرى بسیار ارزشمند هستند، اما ممکن است بخاطر رگه‌هاى ناچیز ناخالصیها براى استفاده به عنوان نیم رسانا مناسب نباشند. در واقع تنها خالصترین این سنگها در کاربردهاى الکترونیکى پرقدرت از سلفونها گرفته تا کامپیوترهاى شخصى و خطوط ارتباطاتى قابل استفاده‌اند.

دورنماى الماس

میزان ذخیره الماس جهان در سال 1979 بدین شرح می‌باشد. زئیر 120 ، شوروی (سابق) 250 ، آفریقای جنوبی 72 ، بوستوانا 60 ، نامیبیا 15 ، آنگولا 20 ، سیرالئون 6 و لسوتو 5 میلیون قیراط ذخیره دارند. همچنین میزان الماس تولیدی جهان در سال 1979 بدین شرح می‌باشد: زئیر 11160 ، شوروی (سابق) 10700 ، آفریقای جنوبی 7640 ، بوتسوانا 3340 ، نامیبیا 1950 ، عتا 1500 ، آنگولا 750 ، ونزوئلا 750 و سیرالئون با 710 قیراط بیشترین تولید الماس جهان را به خود اختصاص داده‌اند.

تولید الماس

الماس بطور طبیعى تحت فشارهاى زیاد اعماق زمین و در زمانى طولانى شکل مى‌گیرد. اما در آزمایشگاه مى‌توان به کمک دو فرآیند مجزا در زمانى بسیار کوتاهتر الماس تولید کرد. فرآیند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقلیدى است از فرآیند طبیعى شکل گیرى الماس در حالى که فرآیند رسوب گیرى بخار شیمیایى (CVD) دقیقاً خلاف آن عمل مى‌کند. در واقع CVD بجاى وارد کردن فشار به کربن براى تولید الماس با آزاد گذاشتن اتمهاى کربن به آنها اجازه مى‌دهد با ملحق شدن به یکدیگر به شکل الماس در آیند.

این دو تکنیک براى اولین بار در دهه 1950 کشف شدند. به گفته باتلر که هفده سال روى تولید الماس با استفاده از تکنیک CVD کار کرده است «از آنجا که پیشگامان تولید الماس بدون فشار بالا در دهه 1950 با تمسخر سایرین از میدان به در شدند. تکنولوژى CVD هنوز دوران کودکى‌اش را سپرى مى‌کند.» هر دو فرآیند قادرند با سرعتى خیره کننده الماسهایى با کیفیت جواهر تولید کنند، اما در نهایت این فرآیند CVD است که بخاطر کنترل ساده ناخالصى و اندازه محصول براى تکنولوژیهاى الکترونیکى مناسب‌ترین خواهد بود.

فرآیند CVD با قرار دادن ذره بسیار کوچکى از الماس در خلأ آغاز مى‌شود. سپس گازهاى هیدروژن و متان به محفظه خلأ جریان مى‌یابند. در ادامه پلاسماى تشکیل شده باعث شکافته شدن هیدروژن به هیدروژن اتمى مى‌شود که با متان واکنش مى‌دهد تا رادیکال متیل و اتمهاى هیدروژن بوجود آیند. رادیکال متیل نیز به ذره الماس مى‌چسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تکنیک CVD ، فرآیندى خطى است، بنابراین تنها عوامل محدودکننده اندازه محصول در این روش بزرگى ذره ابتدایى و زمان قرار دادن آن در دستگاه است.

به گفته دیوید هلیر (D. Hellier) ، رئیس بخش بازاریابى کمپانى ژمسیس ، «فرآیند HP HT نیز با ذره کوچکى از الماس آغاز مى‌شود. هر ذره الماس در محفظه‌هاى رشدى به اندازه یک ماشین لباسشویى ، تحت دما و فشار بسیار بالا درون محلولى از گرانیت و کاتالیزورى فلزى غوطه‌ور مى‌شود. در ادامه تحت شرایط کاملاً کنترل شده‌اى این الماس کوچک به تقلید از فرآیند طبیعى ، مولکول به مولکول و لایه به لایه شروع به رشد مى‌کند.»

گر چه جنرال الکتریک در تولید الماسها به این روش پیشگام است و الماسهاى ساخته شده با تکنیک HP HT را براى مصارف صنعتى به بازار عرضه مى‌کرد اما تا پیش از آنکه کمپانى ژمسیس با ساده سازى این فرآیند امکان تولید نمونه‌هایى با کیفیت جواهر را فراهم کند، هرگز آن الماسها به عنوان سنگهاى قیمتى به فروش نرسیده بودند.



تصویر




در واقع الماسهاى زینتى مصنوعى بخش کوچک و در عین حال پر سودى از صنعت الماس را تشکیل مى‌دهند. این الماسهاى رنگى که در مقایسه با همتاهاى بى‌رنگ شان فوق العاده کمیاب و در نتیجه بسیار گرانبها ترند با توجه به نوع ناخالصیها در رنگهاى گوناگون از قرمز و صورتى گرفته تا آبى ، سبز و حتى زرد روشن و نارنجى تولید مى‌شوند. در واقع این الماسها مى‌توانند چنان کیفیت بالایى داشته باشند که حتى ماشینهاى ساخته شده براى تشخیص سنگهاى مصنوعى از طبیعى در تفکیکشان از یکدیگر دچار مشکل شوند، همانطور که امروزه برخى از بزرگترین الماس فروشان در صنعت نیز به زحمت از پس آن بر مى‌آیند.

شباهت فوق العاده نمونه هاى مصنوعى و طبیعى باعث شده است تا تاجران الماس براى تشخیص الماسهاى رنگى مصنوعى از سنگهاى طبیعى دست به دامن آزمایشگاههاى الماس بلژیک و دیگر نقاطى شوند که بطور سنتى عهده دار تجزیه و تحلیل و تأیید الماسها از نظر بزرگى قیراط ، رنگ و شفافیت هستند.

تشخیص الماسهای مصنوعی

آزمایشگاه آنتورپ و چند تایى دیگر در سراسر جهان براى تشخیص الماسهاى مصنوعى بطور عمده از دو نوع دستگاه استفاده مى‌کنند. در دستگاه نوع اول با تابش نور به الماس مشخصات طیفى نور جذب یا ساطع شده تجزیه و تحلیل مى‌شود. اگر نشانه‌هایى از الماس مصنوعى مشاهده شد، آزمایشگاه دستگاه دوم را بکار مى‌گیرد که این دستگاه براى آشکار ساختن ساختار درونى کریستال از نور فرابنفش استفاده مى‌کند. این دستگاهها نقصهاى موجود در الماس را حتى در مقیاس میکروسکوپى یا اتمى نیز بررسى مى‌کنند.

در واقع الماسها نیز درست مثل درختان داراى حلقه‌هاى رشدى در اطراف هسته درونى هستند. الماسهایى که در آزمایشگاه تولید یا براى تغییر رنگ دستکارى شده باشند، ساختار رشد متفاوتى از خود نشان مى‌دهند. بنابراین با اینکه آزمایشگاهها با استفاده از این دستگاهها قادر به تشخیص الماسهاى مصنوعى از طبیعى هستند اما نگرانى عمده در صنعت الماس جایى است که افراد بدون این دستگاهها توانایى تشخیص سنگهاى مصنوعى را نخواهند داشت.

الماس مصنوعی

این نوع الماس برای نخستین بار توسط گروهی از دانشمندان سوئدی در سال 1953ساخته شده است. جنرال الکتریک در سال 1954 برای اولین مرتبه با استفاده از گرافیت در فشار 50 تا 60 کیلو بار و دمای 1500 درجه سانتیگراد توانست الماس مصنوعی بسازد.
در روش جدید که توسط ژاپنیها ابداع گردیده ، بخار کربن بر روی یک صفحه سرد جمع می‌شود، ابتدا CH4 و H2 در میکروویو در دمای بیش از 2000 درجه سانتیگراد حرارت داده می‌شود و بخار کربن بر روی یک صفحه سرد متمرکز می‌شود.

موارد مصرف الماس

الماس دارای مصارف صنعتی و زینتی است. گر چه الماس را بیشتر به عنوان زینت بخش می‌شناسند، ولی بیش از 80 درصد آن به مصارف صنعتی می‌رسد. میزان الماس مصرفی در صنعت از 74 درصد در سال 1934 به 89 درصد در سال 1979 فزونی گرفته است. مصارف عمده الماس در صنعت جهت برش مواد بسیار سخت نظیر فولادهای آلیاژی و کاربید تنگستن ، ساییدن ، اره کردن سنگ و بتون و حفاریها بکار می‌رود.

تقسیم بندی الماسها بر اساس مصارف صنعتی

الماسها بر اساس مصارف صنعتی آنها به چهار گونه تقسیم می‌شوند:


  1. الماس صنعتی که به علت شکل و رنگ آن ، مصرف زینتی ندارد.
  2. الماس بورت که قطعه‌های کوچک و شکل نامناسب دارد.
  3. الماس کاربونادو که مخلوطی از الماس ، گرافیت و کربن بی‌شکل (آمورف) است.
  4. الماس بالاس

    12.5 درصد الماس تولیدی جهان به مصرف ساخت مته‌های حفاری و چاله زنی می‌سرد. 2.5 درصد دیگر هم از الماس تولیدی در ساختن ماشینهای برش و پولیش و 75 درصد دیگر به صورت پودر و یا مواد ساینده به مصرف می‌رسد. مصارف صنعتی الماس به اختصار شامل ، مته‌های الماسی ، مواد ساینده‌ها ، اره‌های الماسی ، لوازم دندانپزشکی و جراحی و دستگاههای برشی و پولیش می‌گردد.

الماس در صنعت الکترونیک

به گفته جیمز باتلر (J.Butler)، یکى از شیمیدانان محقق در آزمایشگاه تحقیقات نیروى دریایى ایالات متحده ، به لحاظ تاریخى سه مشکل عمده سر راه استفاده از الماسهاى طبیعى در کاربردهاى الکترونیکى وجود داشته است. الماسهاى طبیعى همیشه به شکل بازدارنده‌اى براى استفاده همه جانبه گران بوده‌اند و یافتن سنگهاى بزرگ با خلوص کافى نیز بسیار دشوار است. علاوه بر این هیچ دو سنگى دقیقاً شبیه هم نیستند و خواص منحصر به فرد در هر یک مى‌تواند مشکلاتى را در مدارهاى الکترونیکى به بار آورد. آخرین مشکل در استفاده از الماس براى کاربردهاى الکترونیکى و کامپیوترى نیز نیاز به دو نوع الماس یعنى سنگهاى نوع n و p براى هدایت الکترونیکى بوده است.

در دستگاههاى مجتمع باید از هر دو نوع الماس نیمه رساناى n و p استفاده کرد، اما الماسهاى نوع n بطور طبیعى وجود ندارند و الماسهاى نوع p الماس آبى ، به قدرى نادرند که هیچ راه مقرون به صرفه‌اى براى استفاده از آنها پیدا نشده است. به هر حال الماسهاى مصنوعى این مشکلات را برطرف مى‌کنند. به گفته رابرت لینارس (R. Linares) ، بنیان گذار کمپانى آپولو دیاموند براى مثال مى‌توان با افزودن ناخالصى فلز برون به الماس ، نوع P یعنى الماس آبى را تولید کرد.

بطور مشابه دانشمندان مى‌توانند با افزودن فسفر به الماسهاى بى رنگ ، الماس نوع n را نیز تولید کنند. ما براى استفاده از الماس به نوع نیمه رسانا در دستگاههاى الکترونیکى پرقدرت نیاز به ترکیبى لایه‌اى از این دو نوع الماس داریم. علاوه بر این با توجه به اینکه الماسهاى بى‌رنگ خالص در عمل بیشتر از آنکه رسانا باشند عایق هستند، مى‌توان لایه‌هایى از آنها را به این ترکیب افزود.

امروزه نیم رساناهاى بسیارى مثل سیلیکون در گستره وسیعى از دستگاههاى الکترونیکى بکار مى‌روند. اما الماس با توجه به دامنه تغییرات حرارتى و سرعت فوق العاده بیشترش ، تنها در مقایسه با خلاء است که عنوان دومین نیم رساناى برتر جهان را به خود اختصاص مى‌دهد. الماس با داشتن چنین ویژگیهایى و بخصوص امروز که آزمایشگاه قادر به تولید سنگهاى خالص و ناخالص کنترل شده‌اند، مى‌تواند پایه گذار انواع سراسر نوینى از دستگاههاى الکترونیکى پرقدرت باشد. با اینکه استفاده از الماس در صنایع الکترونیک به چند دهه دیگر واگذار شده است، اما به اعتقاد لینارس این سنگ قیمتى صنایع نیم رسانا سازى را به کلى دگرگون خواهد کرد.

برخى از کاربردهاى عملى الماس

  • لوازم الکترونیکى ولتاژ و توان بالا مثل ترنهاى سریع السیر.
  • دستگاههاى فرکانس بالا مثل رادارهاى پرقدرت و ایستگاههاى مخابراتى سلولى.
  • دستگاههاى میکرو و نانو الکترو مکانیکى مثل ساعتها و فیلترهاى تلفنهاى سلولى.
  • محاسبات کوانتومى مثل موارد مورد نیاز در ارتباطات امن.
  • آشکارساز پرتوهاى پر انرژى مثل پرتو سنجهاى پزشکى.
  • اپتیک و لیزرهاى پرقدرت مثل آنچه در کابل و خطوط تلفن یا پنجره شاتلهاى فضایى بکار می‌رود.
  • الکترودهاى الماسى مقاوم به خوردگى که مى‌تواند محیطهاى آلوده را پاک کند.

مباحث مرتبط با عنوان


[ شنبه سوم اسفند 1392 ] [ 15:3 ] [ رضا ]

[ ]

استقلال
:: Goals ::

1-0 :: Iman Razaghi Rad 29
’ ::

Abieteh - MediaFire - Online

1-1 :: Arash Borhani (pen) 90+1’ ::
Abieteh - MediaFire - Online





:: Highlights ::

Abieteh - MediaFire - Online





:: Extra ::

ضربه سر پژمان منتظری و برخورد توپ به تیرک دروازه
Abieteh - MediaFire - Online

ضربه برگردان آرش برهانی
Abieteh - MediaFire - Online





دانلود گل های بازی صبای قم و استقلال با کیفیت کم و فرمت WMV


1-0 :: Iman Razaghi Rad 29’ ::
MediaFire

1-1 :: Arash Borhani (pen) 90+1’ ::
MediaFire





**************

برای دیدن گلها به صورت آنلاین روی گزینه Online کلیک کنید.
موضوعات مرتبط: دانلود گل استقلال
برچسب‌ها: صبای قم, استقلال تهران, استقلال, آرش برهانی, پژمان منتظری
[ ] [ ] [ سینا ]

دانلود گلها و خلاصه بازی صنعت نقت آبادان و استقلال | هفته دهم لیگ برتردانلود گلها و خلاصه بازی صنعت نقت آبادان و استقلال | هفته دهم لیگ برتردانلود گلها و خلاصه بازی صنعت نقت آبادان و استقلال | هفته دهم لیگ برتر


دانلود گلها و خلاصه بازی صنعت نفت آبادان 1-2 استقلال | کیفیت خوب | شبكه سه سیما | AVI | Abieteh.com



:: Goals ::

1-0 :: Rasool Navidkia 2’ ::
Abieteh - MediaFire - Online


1-1 :: Rodrigo Tosy 35’ ::
Abieteh - MediaFire - Online


1-2 :: Fabio Janoario 58’ ::
Abieteh - MediaFire - Online





:: Highlights ::

Abieteh - MediaFire - Online





:: Extra ::

ضربه سر امیرحسین صادقی به تیر دروازه
Abieteh - MediaFire - Online


ضربه سر امین منوچهری به تیر دروازه
Abieteh - MediaFire - Online






دانلود گلهای بازی صنعت نفت آبادان و استقلال با کیفیت کم و فرمت WMV


1-0 :: Rasool Navidkia 2’ ::
MediaFire


1-1 :: Rodrigo Tosy 35’ ::
MediaFire


1-2 :: Fabio Janoario 58’ ::
MediaFire


موضوعات مرتبط: دانلود گل استقلال
برچسب‌ها: abieteh, esteghlal, استقلال, استقلال تهران, بازی, خلاصه بازی, خلاصه بازی صنعت نفت آبادان و استقلال, دانلود, دانلود خلاصه, دانلود خلاصه بازی, دانلود خلاصه بازی صنعت نفت آبادان و استقلال, دانلود گل بازی
[ ] [ ] [ سینا ]

[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 17:34 ] [ رضا ]

[ ]

محراب
محراب مسجد ایاصوفیه‌ی استانبول

مِحراب یا نمازگاه پیشوا طاقنمایی است که جهت نمازگذاری را در مسجد نشان می‌دهد که پیشوای دینی یا پیش‌نماز در اثنای نماز گزاردن در آن می‌ایستد. در مسجدها محراب در گوشهٔ قبله مسجد قرار دارد. به طوریکه با ایستادن امام یا پیش نماز رویش به سمت قبله باشد و نماز بگزارد. طرز قرار گرفتن محراب، جهت قبله را در داخل مسجد مشخص می‌کند.[۱] در واقع مذبح کلیسای مسیحی شکل کوچک شده محراب است. وجود محراب در همه مساجد لازم نیست. در مسجدی که بطور صحیح جهت یافته دیوار قبله بعنوان شاخصی هدایتگر، محراب را غیر ضروری می‌کند[۲]

[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 17:15 ] [ رضا ]

[ ]

محرابچ
محراب مسجد ایاصوفیه‌ی استانبول

مِحراب یا نمازگاه پیشوا طاقنمایی است که جهت نمازگذاری را در مسجد نشان می‌دهد که پیشوای دینی یا پیش‌نماز در اثنای نماز گزاردن در آن می‌ایستد. در مسجدها محراب در گوشهٔ قبله مسجد قرار دارد. به طوریکه با ایستادن امام یا پیش نماز رویش به سمت قبله باشد و نماز بگزارد. طرز قرار گرفتن محراب، جهت قبله را در داخل مسجد مشخص می‌کند.[۱] در واقع مذبح کلیسای مسیحی شکل کوچک شده محراب است. وجود محراب در همه مساجد لازم نیست. در مسجدی که بطور صحیح جهت یافته دیوار قبله بعنوان شاخصی هدایتگر، محراب را غیر ضروری می‌کند[۲]

[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 17:14 ] [ رضا ]

[ ]

تخت جمشید یا (پارسه، پرسپولیس، پرسه پلیس، هزارستون و یا چهل منار) که در شمال شهرستان مرودشت در شمال استان فارس (شمال شرقی شیراز) جای دارد، فاصله این مکان تاریخی توریستی تا مرکز استان ۵۰ کیلومتر می باشد. [۱] نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان پیوسته، پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌است. در این شهر باستانی بنایی به نام تخت جمشید وجود دارد که در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول بنا شده‌است و به مدت حدود ۵۰ سال، مرکزی برای برگزاری مراسم آیینی و جشن‌ها به ویژه نوروز بوده‌است. در نخستین روز سال نو گروه‌های زیادی از کشورهای گوناگون به نمایندگی از ساتراپی‌ها یا استانداری‌ها با پیشکش‌هایی متنوع در تخت جمشید جمع می‌شدند و هدایای خود را به شاه پیشکش می‌کردند.[۲] بنیانگذار تخت جمشید داریوش بزرگ بود، البته پس از او پسرش خشایارشا و نوه‌اش اردشیر یکم با گسترش این مجموعه به بزرگی آن افزودند. بسیاری از آگاهی‌های موجود که در مورد پیشینه هخامنشیان و فرهنگ آنها در دسترس است به خاطر سنگ نبشته‌هایی است که در این کاخ‌ها و بر روی دیواره‌ها و لوحه‌ها آن حکاکی شده‌است.[۳] باور تاریخدانان بر این اس

ت که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید [۴] و احتمالاً بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در شهرستان مرودشت در استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تأیید می‌کنند.

تخت جمشید (پارسه)
Persian city.jpg
اطلاعات اثر
کشورپرچم ایران ایران
نوعفرهنگی
معیار ثبتi, iii, vi
شمارهٔ ثبت۱۱۴
منطقهآسیا-خاورمیانه
تاریخچه
تاریخچهٔ ثبت۱۹۷۹ (طی نشست سوم)
اطلاعات ثبت ملی
شماره ثبت ملی۲۰
تاریخ ثبت ملی۲۴ شهریور ۱۳۱۰
دیرینگیهخامنشیان

این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.[۵]

محتویات

[نهفتن]

[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 14:46 ] [ رضا ]

[ ]

سنگ مرمر

سنگ مرمر از سنگ‌های دگرگونی است که از دگرگونی سنگ آهک بوجود آمده است. کانی اصلی تشکیل دهنده آن کلسیت است. از این سنگ به صورت گسترده‌ای برای مجسمه سازی استفاده شده است. نمای بنای تاج محل از سنگ مرمر است

سنگ مرمر


[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 14:35 ] [ رضا ]

[ ]

مسجد
سخنی کوتاه درباره‌ی سرزمین قدس شریف و مسجد الاقصی

سخنی کوتاه درباره‌ی سرزمین قدس شریف و مسجد الاقصیسُبحانَ الّذی بِعَبْدِهِ لیلاً مِنَ المَسْجِدِ الحرامِ إلی الْمَسْجِدِ الاَقْصَا الّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِیرِیهُ مِنْ ءایاتِنَْا اِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ
منزه است آن (خدایی) که بنده‌اش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجدالاقصی -که پیرامون آن را برکت داده‌ایم- سیر داد، تا از نشانه‌های خود به او بنمایانیم، که او همان شنوای بیناست.
و قَضَینا إلی بَنی اسرائیلَ فی الکتابِ لَتُفسِدُنَّ فِی الأرضِ مَرَّتَینِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبیرًا
در کتاب (تورات) به بنی اسرائیل اعلان کردیم که دوباره در زمین تباهی و فساد می‌ورزید و به برتری بزرگی نایل و عدوان و جور را به نهایت می‌رسانید.
اَلَمْ نُهْلِکِ الآخرِین
ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الآخرِین
کذالِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمینَ
آیا ما پیشینیان بزهکار تکذیب‌کننده دین را نابود نساخته‌ایم؟
و سپس پسینیان را دنبالش روانه نکرده‌ایم؟
با گناهکاران چنین رفتار خواهم کرد.
بسم الله ‌الرحمن ‌الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین الذی تکفّل بنصرة دینه و الحافظ علی کتابه، و الصلوة و السلام علی أشرف المرسلین و خاتمهم محمد بن عبدالله، الذی بشّرنا بظهور هذا الدین و استمراره الی أن یأتی أمر الله (أی الساعة) و دعانا الی التمسک و الاعتصام به و بسنّته المطهرة من خلال عقیدة التوحید التی وحدت الامّة بعد تفرق و تشرذم و رفعت من شأنها فی العالمین و علی سایر اخوانه من النّبیین و علی آله و اصحابه اجمعین.
در آستانه‌ی فرا رسیدن روز جهانی قدس هستیم. روزی که در آن ملتهای مسلمان همراه ملت مسلمان و بزرگ ایران و به نشانه‌ی همراهی و همدلی با ملت مبارز و انقلابی فلسطین هر کدام به گونه‌ای احساسات انسان‌دوستانه و مردمی خود را ابراز داشته و از ظلم و ستم غاصبانی که با پشتیبانی استکبار جهانی ملّت مسلمان فلسطین را تحت فشار قرار داده‌اند، انزجار و تنفر خود را اعلام می‌دارند.
بدین‌ترتیب مسأله‌ی فلسطین، یک موضوع جهانی و بین‌المللی است که دل تمام آزادگان و آزادی‌خواهان جهان را به خود مشغول کرده است. با این حال سهم جهان اسلام و مسلمانان بسی بیشتر از دیگران و مسؤولیت یکایک آنها در این باره به مراتب فراتر از اقوام و ملل دیگر است.
فاجعه‌ی دردناک غصب و اشغال فلسطین قبله‌ی اول مسلمین از ناگوارترین و تلخ‌ترین حوادثی است که تاریخ اسلام تاکنون به خود دیده‌است. با آنکه این حادثه اولین و تنها حادثه‌ی خونباری نیست که مسلمانان در سرگذشت پرفراز و نشیب تاریخی خود با آن روبرو بوده‌اند، و قبل از آن با حمله‌ی ددمنشانه‌ی مغولان، حادثه‌ی دلخراش مسلمانان اندلس، کشتار مسلمانان در هنگام استقلال پاکستان و ... هزاران هزار حادثه و فاجعه‌ی غیرانسانی دیگر روبرو شده‌اند، با این همه این حادثه از ناگوارترین حوادث تاریخ اسلام و مسلمین است. اگر چه مسلمانان در گذشته نیز با چنین فجایع و حوادث دلخراشی درگیر بوده‌اند اما هرگز این چنین طعمه‌ی غصب و اشغالی نشده‌اند که تمام موجودیت و هویت آنها را زیر سؤال ببرد و بر مفاهیم و اصطلاحات اعتقادی و عملی آنها نیز هزاران علامت ابهام و تعجب بگذارد.
به راستی که مسأله‌ی فلسطین مسأله‌ای است که یکباره تمام ادعاهای مسلمانان و سردمداران اسلامی را به چالش کشانده و آنها را در موضع انفعال قرار داده است. به طوری که گویی سهم آنها در مسأله‌ی فلسطین سهم یک ناظر بی‌طرف یا یک مؤید بی‌هدف است که بود و نبود فلسطین یا جهت‌گیری مسایل مربوط به آن چندان فرقی به حال برنامه‌ها و اصول موضوعه‌ی ایشان نمی‌کند!!!
اهالی جهان سیاست و سیاست‌بازان بین‌المللی نیز که همواره خود را ستایشگر پیکره‌ی زیبای آزادی و عدالت و دموکراسی و گفتگو می‌دانند در قبال مسأله‌ی فلسطین چنان دوگانه و متناقض عمل می‌کنند که گویی جهان و هر چه در آن است جز مشتی آدمک‌های بی‌جان و اراده یا عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی نیستند که جز با میل و اراده‌ی آن حضرات هیچ جنب و جوشی ندارند. غافل از اینکه با این رویه‌ی یک بام و دو هوا، نه تنها مشروعیت حکمرانی خود را زیر سؤال می‌برند، بلکه حقانیت مفاهیم مورد ادعایی را نیز که همواره سنگ آن را به سینه می‌زنند، چنان خدشه دار و مکدر می‌نمایند که در درازمدت آنها را با خلأ اصطلاحات روبرو خواهد کرد. با آنکه این گونه مجامع و مجالس از چندین کلمه و اصطلاح کلیشه‌ای و همیشگی نظیر "تأیید کرد"، "تأکید کرد" و "محکوم کرد" و ... یا حرف دیگری برای گفتن ندارند، با این حال حتی از نثار! چنین اصطلاحاتی هم در مورد مسأله‌ی فلسطین خودداری می‌کردند. گویی در محکومیت جنایات غیر انسانی صهیونیست‌ها و حامیان آنها تردید داشتند.
البته سرزدن چنین اموری از غیر مسلمان به علت بیگانگی آنها با روح دین اسلامی و امت مسلمان امری کاملاً طبیعی است و از آنان انتظاری بیش از این نمی‌رود اما اینکه خود مسلمانان در برخورد با مسأله‌ای که با کیان و موجودیت آنها در ارتباط است، عملکردی مشابه بیگانگان داشته باشند بسی مایه‌ی تعجب و تا حدود زیادی جای سؤال است. چگونه یک مسلمان می‌تواند، مسایل و مشکلات برادر و خواهر مسلمان خود را نادیده بگیرد؟ و بی‌توجه باشد؟ حل ناگواریهای زندگی آنها برایش فرقی نکند؟ چگونه راحت باشد وقتی که می‌بیند که همکیشان او در میان خروارها گلوله‌ی توپ و تانک لحظه‌ای آرام و قرار ندارند؟ چگونه می‌توان آرام گیرد در صورتی که قبله‌ی اول مسلمین و سرزمین معراج پیامبرش (ص) اسیر دشمن دین و عقیده‌اش باشد؟ و ... که پاسخ گفتن بدانها بسیار غیرت و شهامت می‌خواهد.
اکنون جای آن‌ است در وجود خودمان و در هویتی که مدعی آن هستیم، بازنگری کنیم تا ببینیم اعمال ما با عقایدمان تا چه اندازه همخوانی دارد؟ و ببینیم که آیا می‌توان با عقاید اسلامی خود این‌گونه اعمال، برخوردها و جهت‌گیری‌ها را توجیه نماییم؟...
پیش از هر چیز ما نوادگان «لا اله الاّ الله و محمد رسول الله» هستیم. این سخن عظیم و گران‌سنگی است که میان معتقدان خود پیوند و رابطه‌ی وسیع و وثیقی برقرار می‌نماید که در استحکام و قوت گمان نمی‌رود همتا و نظیری داشته باشد. این سخن و گفتاری است که زمانی برای اولین‌بار به زبان آورده شد که جهان و هرچه در آن است یکسره کهنه، نابود، خسته‌کننده، بی‌تحرّک، ایستا، آزارنده، جان‌فرسا، و ... بود. به طوری که اهل زمانه از وجود خود و اعمال و رفتاری که انجام می‌دادند کاملاً خسته شده بودند. تمام درهای گشایش و آسایش راستین به روی آنها بسته بود و همه از وضعیت موجود به ستوه آمده بودند و از صمیم وجود خود آرزومند سرزدن سپیده‌ی آزادی، اتحاد، تعاون، صلح و صفا و ... بودند و برای طلوع آن لحظه شماری می‌کردند؛ چرا که زندگی بر گردن آنها وبالی شده بود که هر لحظه از ته دل رهایی از دست آن را آرزو می‌کردند.
جهان به جولانگاه و تاختگاه قدرتهای مختلفی تقسیم شده بود که آسایش و راحتی را از چهره‌ی زمین و زمان برگرفته بودند. در چنین ایام و لحظاتی که خداوند آن را به ... شَفَا حُفْرةٍ مِنَ النّارِ... [۱] توصیف می کند، نوری از افق رحمت الهی درخشیدن گرفت و به دلهای خسته، رنجور و ناتوان مردم جان تازه‌ای داد و از همه‌ مهمتر صفهای متفرق و پراکنده‌ی آنها را که نتیجه‌ی بلا فصل جدایی دلها از هم بود با هم متحد و یکپارچه ساخت و کاری کرد که پس از عداوت و دشمنی دیرینه‌ای که ناشی از محرومیت از هدایت الهی بود، برادر شوند و به فرمان قرآن: ... وَ اذْکُروا نِعْمَتَ اللهِ عَلَیکُمْ إذْ کُنْتُمْ أعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إخْواناً...[۲].
بدین ترتیب در سایه‌ی چنین نعمتی، جماعت و جمعیتی پدید آمد که همه با هم یک‌صدا و یک‌جهت تحت فرماندهی پیامبر عظیم‌الشأن اسلام حضرت محمد (ص) که برای آنان ... اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...[۳] بود، برای تحقق بخشیدن به رسالتی که عهده‌دار ابلاغ آن شده بود، آستینها را بالازده و با پشت‌سر نهادن موانع و مشکلات متعددی که در مسیر دعوت آنان قرار داشت، توانستند پایه‌های امپراطوری عظیم اسلامی را بنا نهند و بدین‌ترتیب به زمان و زمین اثبات‌کنند که برای جهان و جهانیان حرفهای تازه‌ای برای گفتن دارند. این است که خداوند آنها را با انحصاری‌ترین توصیف می‌ستاید و می‌فرماید: کُنْتُمْ خَیرَ اُمَّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ...[۴].
البته این هم طبیعی‌ترین ثمره‌ی اعتقاد به وحدانیت الهی، رسالت پیامبر (ص) و الگو قرار دادن او و تحقق بخشیدن به لوازم و مصادیق اخوت اسلامی است؛ چرا که: (انما الْمؤمنونَ إِخْوَةٌ...)[۵].
بدین‌ترتیب اعتقاد به (لا اله الا الله و محمد رسول الله) مؤمنان به نه تنها به هم مرتبط و هماهنگ ساخت بلکه آنها را با نیرو و توان خارق‌العاده‌ای وارد تمام میادین حرکت و فعالیت انسانی نمود و آنها را از حاشیه‌ی تاریخ خارج ساخت و جای مهم و درخوری را در متن و سرلوحه‌ی تاریخ جدید برای آنها احراز کرد.
اما همچنان که گفته شد، این امر در سایه‌ی اعتقاد به (لا اله الا الله) تحقق پیدا کرد نه فقط بر زبان آوردن آن. چنان اعتقادی که قلب را مالامال از یقین و عمل به مقتضای آن می‌نمود و البته چنین اعتقادی قطعاً زبان را نیز به تحرک وا می‌دارد. این اعتقاد، اصلی‌ترین عامل خلق شگفتیهای تاریخ اسلامی بود. و بدین ترتیب سزاوار تحقق‌یافتن وعده‌ی استخلاف الهی شد. آنها امتی بودند که با تمام وجود در تمام عرصه‌های عالم واقعی حضور داشت، با این حال در عالم ایده‌ها و اعتقادات خود نیز در پرواز بود.
اما امروز وضعیت به گونه‌ی دیگری شده است و فاصله‌ی عقیده و عمل طولانی‌تر از آن است که تصور می‌شود، شکافی چنان عظیم که باور کردنش چندان ساده و آسان نیست. فاصله‌گرفتن امت اسلامی از عقاید و آرمانهای اصیل اسلامی خود آنها را از هر لحاظ با بحران مواجه ساخته است و از همه مهمتر آنها را از هر لحاظ با بحران مواجه ساخته است و از همه مهمتر آنها را چنان گرفتار کرده است که حتی توان دفاع از موجودیت خود را نیز به آسانی ندارند. واقعیت اسفبار موجود جهان اسلام نمونه‌ی عینی و شاهد صادقی است که بدون هیچ شرح و تفسیری خود گویای همه چیز است.
زمانی که امت اسلامی از اخوت دست برداشت و با نادیده گرفتن سفارشهای اکید قرآن، سنت مطهر نبوی (ص) و علمای راستین امت اسلامی مبنی بر وحدت کلمه، راه تفرقه و جدایی را در پیش گرفت، عملاً زمینه‌ی شکست، اسارت و انحلال خود را فراهم ساخت و با این کار ناچار به پذیرش واقعیت‌هایی شد که قبلاً هرگز به آنها فکر نکرده بود.
گرفتار شدن امت مسلمان به دست اقلیتی که در تاریخ همواره مُهر ننگین ضعف و ذلت و خواری را بر پیشانی خود داشته است، گواهی است که نشان از اوج (و در حقیقت قعر) ضعف ملت مسلمان می‌باشد؟
اکنون جای آن است که مسأله‌ی یهود، صهیونیست‌ها، فلسطین و مسلمانان را یک بار دیگر به هم مرور کنیم و احساس ایمانی خود را در پیوند با آن محک بزنیم.
قدس در فهم و اندیشه‌ی انسان مسلمان، به عنوان قبله‌ی اول مسلمین و سومین حرم شریف، سرزمین اسراء و معراج پیامبر اسلام، محل نزول وحی، مهد ظهور رسالت آسمانی و ...، جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است.
در حال حاضر نیز با توجه به دشمنیهای دیرینه‌ی قوم یهود نسبت به مسلمانان، تجاوز صهیونیست‌ها و اشغال و آواره‌ ساختن ساکنان آن، ایجاد دولت صهیونیستی به عنوان پایگاه کفر و نفاق و آشوب در خاورمیانه و عاملی برای تضعیف ملتها و دولتهای منطقه و ...، توجه و حساسیت مسلمانان نسبت به قدس و مسایل آن چند برابر شده و اصولاً جهت دیگری پیدا کرده است.
از این‌رو فلسطین اولین و مهمترین مسأله‌ی امت اسلامی است و رابطه‌ی آن با جهان اسلام تنها یک رابطه‌ی عادی و برآمده از معادلات دیپلماسی یا حسّ همجواری و ...، نیست، بلکه برای مسلمانان آگاه و روشن‌فکری که از دید اعتقادی به جهان اسلام می‌نگرند، رابطه‌ی فلسطین با دنیای اسلام، رابطه‌ی یک عضو با اعضای یک پیکر واحد است.
ماهیت قوم یهود نیز آشکارتر از آن است که نیازی به تعریف داشته باشد. اما از آنجایی که مسأله به اسلام و مسلمین مربوط می‌شود، باید دید که این قوم در طول تاریخ اسلامی، چگونه برای مسلمانان جلوه کرده است.
خداوند متعال بارها در قرآن به معرفی سیمای حقیقی این قوم پرداخته و آنان را به عنوان بزرگترین دشمنان خدا، پیامبر و امت مسلمان شناسانده است و فرموده است: (لَتَجِدُنَّ اَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیهُودَ...).
این قوم نسبت به خداوند بزرگ و پیامبران الهی و پیروان اسلام مرتکب جرایم متعددی گشته اند که آوردن نمونه‌های عینی پرونده‌ی سیاه تبهکاریهای آنها در این مختصر نمی‌گنجد و در اینجا صرفاً به پاره‌ای از ستم‌ورزیهای آنها به صورت اختصار اشاره می‌شود.
الف) در حق خداوند بزرگ:
نسبت دادن فرزند به خداوند و ...
(قَالَتِ الیهودُ عَزیزٌ ابنُ الله)[۶]
(انّ اللهَ فقیرٌ وَ نحنُ أغْنِیاء)[۷]
(یدُ اللهِ مَغْلُولَةٍ...)[۸]
ب) در حق انبیاء عظام الهی:
قوم یهود در حق رسولان نیز مرتکب جرایم فراوانی شده‌اند از جمله قتل انبیاء، تکذیب آنها، استهزا، لجاجت و ...
)وَإِذْ قُلْتُمْ یا مُوسَی ... ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُواْ یکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَیقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ الْحَقِّ ذَلِکَ بِمَا عَصَواْ وَّکَانُواْ یعْتَدُونَ([۹]
امام ابن کثیر در تفسیر این آیه فرموده است: «از ابن مسعود نقل شده که قوم یهود ۳۰۰ نفر از پیامبران را شهید کرده‌اند»[۱۰].
ج) جرایم قوم یهود نسبت به مسلمانان:
قوم یهود نسبت به مسلمانان نیز مرتکب جرایم متعددی شده‌اند که از زمان پیامبر (ص) شروع و تا کنون نیز ادامه دارد. آنها در طول تاریخ نسبتاً طولانی روابط خود با مسلمانان پی‌در‌پی حادثه آفریده و فساد ایجاد کرده‌اند.
از تکذیب پیامبر، نقض عهد و پیمان، ایجاد جنگ، خیانت یهود بنی قریظه و تلاش در جهت به قتل رساندن پیامبر و مسموم کردن وی گرفته تا شهادت عمر بن الخطاب و عثمان بن عفان و علی بن ابی‌طالب و تلاش در جهت ایجاد فتنه و اختلاف میان صفوف مسلمین. و ... تشکیل رژیم صهیونیستی و دولت غاصب در سرزمین فلسطین و تخریب مساجد و کشتار مسلمانان در صبرا و شتیلا و دیر یاسین و کشتار مسجد الخلیل و فرزندان انتفاضه خونین قدس و ... همه و همه گوشه‌ای از صفحات ننگین و سیاه کارنامه‌ی ظالمانه، غاصبانه و ستمکارانه‌ی قوم یهود و مدافعان و حامیان آنهاست که نشان از حقد و کینه‌ی دیرینه‌ی آنها و همدستانشان نسبت به دین و امت اسلامی است. جنایات صهیونیست‌ها در حق مسلمانان، چنان وحشیانه و نابکارانه بوده که بارها مردمانی از خود آنها که هنوز نور وجدان و انصاف در وجودشان رو به خاموشی ننهاده است و به انتقاد از عملکرد حامیان یهود و صهیونیست‌ها پرداخته‌اند. اعمالی که هیچ توجیه سیاسی یا مانور دیپلماسی و ...، نمی‌تواند لکه‌ی ننگ آن را از صورت کریه عاملان آن بزداید.
● آمال و آرزوهای بزرگ قوم یهود
۱) ‌ایجاد دولتی بزرگ در قلب دنیای اسلام، از نیل تا فرات.
۲) ‌تقسیم دولت‌های عربی و اسلامی منطقه به چند دولت کوچک و ایجاد فتنه و اختلاف به نام اقلیت‌های قومی و مذهبی و ...
۳) ‌تخریب مسجد الاقصی و انتقال پایتخت بدان جا و بنای هیکل سوم[۱۱].
۴) ‌نابود ساختن اسلام و برداشتن روح دشمنی نسبت به قوم یهود.
● برآورده شدن آمال قوم یهود به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

[ سه شنبه پنجم آذر 1392 ] [ 23:5 ] [ رضا ]

[ ]

حروف مقطعه
حروف مقطعه، (حرف‌های گسسته از هم) حروفی هستند که در ابتدای برخی از سوره‌های قرآن آمده‌است. حروف مقطعه در ابتدای ۲۹ سوره از سوره‌های قرآن آمده و مجموعاً ۷۸ حرف است که با حذف مکررات، ۱۴ حرف می‌شود.[۱] حروف مقطعه همیشه جزء کلمات اسرارآمیز محسوب شده و دانشمندان اسلامی و مفسران، برای آن، نظرات گوناگونی داده‌اند.اما هیچکدام نتوانسته اند منظور خاص و اصل موضوع را بدانند و برای عموم بازگو کنند ،به همین دلیل تا کنون هیچ کس از معنای واقعی این حروف آگاهی حتی جزئی ندارد و به طور کلی تفسیرها در این مورد تفسیر به رای می باشد که عاجز بودن درک مفسران از علم رمزگشایی این حروف را می رساند.

فهرست حروف

این ۲۹ حرف (که بدون تکرار ۱۴ تا می‌شود) به قرار زیر است:

ردیف حروف مقطعه سوره
۱ الم بقره، آل عمران، عنکبوت، الروم، لقمان، السجده
۲ المص الاعراف
۳ الر یونس، هود، یوسف، ابراهیم، الحجر
۴ المر الرعد
۵ کهیعص مریم
۶ طه طه
۷ طسم الشعراء، القصص
۸ طس النمل
۹ یس یس
۱۰ ص ص
۱۱ حم غافر، فصلت، الزخرف، الدخان، الجاثیه، الاحقاف
۱۲ حم عسق الشوری
۱۳ ق ق
۱۴ ن القلم

[ سه شنبه پنجم آذر 1392 ] [ 22:59 ] [ رضا ]

[ ]

انسان های اولیه
شیوه زندگی انسان‌های اولیه... 


شیوه زندگی انسان‌های اولیه

     بسیاری از نئاندرتال‌ها در غارها زندگی می‌کردند که آن‌ها را از سرمای دوره‌ی یخ‌بندان حفظ می‌کرد. استخوان‌های خرس‌ها و شیرها و کفتارهای غار، همه جا با استخوان‌های فسیل شده‌ی نئاندرتال‌ها همراه است. بقایای حیوانات دیگر، از آن جمله ماموت‌ها و کرگدن‌ها وسعت دامنه‌ی شکار آن‌ها را نشان می‌دهد. دسته‌های اولیه‌ی انسان به طور عمده با جمع کردن میوه‌ها و ریشه‌های گیاهان و به دام انداختن حیوانات کوچک زندگی می‌کردند.

     اغلب حیوانات بزرگ را دسته‌جمعی شکار می‌کردند و حیوانات جوان، بی‌دفاع و فرتوت و مریض را که در گودال‌ها و یا باتلاق‌ها افتاده بودند می‌کشتند و لاشه‌ها را نیز می‌خوردند.

     هنگامی که نئاندرتال‌ها حیوانی را می‌کشتند، برای کندن پوست آن از ابزارهای سنگی استفاده می‌کردند و گوشت را از استخوان جدا می‌کردند و استخوان‌ها و جمجمه را می‌شکستند تا مغز مغذی آن را بخورند. گوشت را هم خام و هم کباب کرده می‌خوردند. احتمال زیاد دارد که نئاندرتال‌ها پوست حیوانات را برای پوشاندن بدن خود و خوابیدن روی آن بکار می‌بردند.

     اقتصاد مبتنی بر شکار و جمع‌آوردنی خوردنی‌های گیاهی انسان‌های اولیه، با پیشرفت فنی و سازمانی، در آن تقسیم کار به وجود آمد و شکارچیان مجرب رهبری دسته‌های انسان‌های اولیه را به عهده گرفتند. اگر چه نئاندرتال‌های اروپایی با زندگی سازش کرده بودند، اما در شرایط سخت یخبندان و امراض، جریان تنازع بقا، عمر آن‌ها را کوتاه می‌کرده است.

     "داستان این که انسان اولیه تمام مایحتاج خود را مانند تحفه‌ای به رایگان از طبیعت دریافت می‌کرده افسانه‌ی ابلهانه‌ای بیش نیست... قبل از عصر ما عصر طلایی وجود نداشته است؛ انسان اولیه در زیر بار زندگی در برابر مشکلات مبارزه با طبیعت مطلقا" خرد می‌شد."

     نئاندرتال‌ها ابزارهای سنگی را نسبت به دوره‌های ماقبل خود متنوع‌تر می‌ساختند. ابزارها اغلب در کنار استخوان‌های شکسته حیوانات یافت شده است. و در مجاورت آن‌ها آثار آتش و استخوان‌های انسان نیز دیده می‌شود.

     " بقایای وسایل کار در گذشته برای تحقیق در اشکال اقتصادی منقرض شده اجتماع همان اندازه اهمیت دارد که استخوان‌های فسیل شده برای تعیین انواع حیوانات منقرض شده. برای تشخیص دوره‌های مختلف اقتصاد بشر وسایل ساخته شده نیست که به ما کمک می‌کنند، بلکه چگونگی ساختن آن‌ها و وسایلی که برای ساختن آن‌ها به کار می‌رود اهمیت دارد."

     نه فقط شکار، بلکه مشخصات دیگر زندگی انسان‌های اولیه نیز بود که موجب تقسیم کار بین زنان و مردان شد. "در میان خانواده و بعد از رشد بیشتر در میان قبیله طبعا" تقسیم کار بر اثر اختلاف جنس و سن به وجود آمد، تقسیمی که نتیجتا" بر اساس محض فیزیولوژیکی قرار داشت و به علت توسعه اجتماع، و افزایش جمعیت و مخصوصا" به علت منازعات بین قبایل مختلف و تسلط فبیله‌ای بر قبیله‌ی دیگر، دامنه آن وسیع‌تر می‌شد."

     دانشمندان زیادی مرحله انسان‌های کرومانیون را در تکامل بشر به عنوان مرحله‌ای در نظر می‌گیرند که در آن درک اولیه و خیالی بشر از قوای طبیعت و پس از آن از نیروهای اجتماعی شروع شد مانند تصورات مربوط به شکار، سحر و جادو که بعدا" به صورت مذهب در آمد. یکی از فرزانگان قرن نوزده می‌گوید:" اما مذهب کلا" چیزی جز انعکاس خیالی نیروهای خارجی در مغز انسان نیست، نیروهایی که زندگی روزانه‌اش را در اختیار دارد. در این انعکاس قوای زمینی شکل قوای ماوراء‌الطبیعه را به خود می‌گیرد. در آغاز تاریخ همین قوای طبیعی بود که بدین ترتیب در مغز انسان منعکس شد اما در جریان تکامل بیشتر در میان مردمان مختلف به صور گوناگون و متنوع در آمد. ... اما خیلی پیش نبود که همراه قوای طبیعی نیروهای اجتماعی نیز شروع به فعالیت کرد. ...

[ سه شنبه پنجم آذر 1392 ] [ 22:55 ] [ رضا ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه